بسم الله الرحمن الرحیم


دانلود کتاب پیش از رستاخیز جلد اول

دانلود کتاب پیش از رستاخیز جلد دوم

دانلود کتاب پیش از رستاخیز جلد سوم

 


 مسیح و مسیح دجال(2) –

"نزال ابن سیره" گفت؛

امیر المومنین علیه السلام خطبه خواند و بعد از حمد و ثنای خداوند فرمود:

ای مردم از من سوال کنید پیش از آنکه از میان شما رخت بربندم.

"صعصعة بن سوهان" ایستاد و عرض کرد:

یا امیر المومنین! چه وقت دجال خروج می کند؟

حضرت به او فرمود:

بنشین،به تحقیق شنید کلام تو را خداوند و دانست اراده تو را.و قسم به خدا که مسؤل عالم تر از سائل نیست،و لکن از برای این مطلب(خروج دجال)علاماتی است که پشت سرهم واقع خواهند شد.پس حفظ کن این علامات را؛

وقتی که بمیرانند مردم نماز را

و ضایع نمایند امانات را

و حلال شمرند دروغ را

و بخورند ربا را

و مباح شمرند رشوه را

و مرتفع سازند بناها را

و به کار گمارند احمقان را

و طرف مشورت قراردهند زن ها را

و قطع نمایند صله ارحام را

و متابعت نمایند هوای نفس را

و کوچک شمرند خونریزی را

و بفروشند دین خود به دنیا به بهای اندک

آنگاه است که ؛

صبر و بردباری ضعیف شمرده شود

بیدادگری مایه مباهات شود

امیران بدکاره باشند

وزیرها ظالم باشند

معروفین بین مردم خیانتکار باشند

و ظاهر می شود شهادت ناحق

و آشکار گردد فجور،بهتان،گناه و طغیان

و زینت شود قرآن به زینت غیر لازم

و زینت شود مساجد

و بلند سازند مناره ها را

گرامی شوند اشرار

ازدحام شود در صف های جماعت

و خواهش های نفسانی متنوع شود

شکسته شود عهدها

زن با شوهر شریک شود در تجارت

صدای فاسق بلند شود

پست ترین افراد بزرگ قوم شوند

از فاجر بترسند به سبب شر او

درغگو را تصدیق نمایند

امین را خائن پندارند

آلات طرب آشکار شود

سوار زین شوند زن های بدکاره

شبیه می شوند زن ها به مردها و مردها به زن ها

شهادت می دهد شاهد بی آنکه حقی را بشناسد

علم را یاد می گیرند برای نفع و منفعت

و مقدم می دارند عمل دنیا را بر عمل آخرت

گرگ صفتان در لباس میش درآیند

پس در آن هنگام؛

قلب های ایشان گندیده تر از مردار است و تلخ تر از صبر!

در این هنگام ایستاد "اصبغ بن نباته" و عرض کرد؛

یا امیرالمومنین! دجال کیست؟

حضرت فرمود؛

دجال صائد پسر صید است(صائدبن صید)!شقی کسی است که او را تصدیق نماید و سعید کسی است که او را درغگو بداند،چشم راستش از بین رفته و نابیناست و چشم دیگرش در پیشانی او مثل ستاره صبح درخشان است.در آن چشم علقه ای است ممزوج به خون،در پیشانی او نوشته شده "کافر" و باسواد و بی سواد آن را می خواند،فرو می رود به دریاها و آفتاب با او سیر می کند.جلوی او کوهی است از دود و پشت سرش کوهی است سفید و مردم می پندارند که آن طعام است و خروج می کند در زمان قحطی شدید.

او سوار بر خری است که هرگام خرش یک میل راه است،زمین برای او پیچیده می شود،بر آب و آبشخوری نمی گذرد مگر آنکه خشک می شود تا قیامت.ندا می کند به صدای بلندی که می شنوند صدای او را مابین مغرب و مشرق از جن و انس و شیاطین. و می گوید؛ ای دوستان من بسوی من آئید،منم آنکه خلق کرد،سپس مساوی نمود و تقدیر کرد،آنگاه هدایت نمود.منم پروردگار بزرگ شما.

سپس حضرت فرمود؛

آن دشمن خدا دروغ می گوید،به راستی که او اعور است،و طعام می خورد و درمیان بازارها راه می رود و بدرستیکه پروردگار شما اینگونه نیست و پاک و منزه است از این نسبتها.

آگاه باش که زیادترین لشگر او در آن روزگار،اولاد زنا و صاحبان طلیسان های سبز می باشند.

 می کشد او را خداوند عالم در روز جمعه ظرف سه ساعت و در سرزمین "شام" در عقبه ای معروف به "افیق" به دست کسی که عیسی بن مریم در پشت سرش نماز می خواند.

(نقل از کتاب "درباره ظهور و علائم ظهور" نوشته صادق هدایت و سیدحسن قائمیان صفحات 96 تا 98 و آنجا به نقل از مجالس السنیه صفحه 13 و الزام الناصب صفحه 18)

(توضیح – بخشی از اطلاعات این سلسله مقالات برگرفته از کتاب "درباره ظهور و علائم ظهور" نوشته صادق هدایت و سیدحسن قائمیان می باشد که نگارش و تالیف آن به دستکم 55 سال قبل بر می گردد،اما تاریخ اولین چاپ آن سال 1343 می باشد.این کتاب در سال 1383 تجدید چاپ شد.)

طرح روی جلد چاپ 1343

 
 


طرح روی جلد چاپ 1383

 

اما جناب قزوینی رحمة الله علیه نیز در کتاب "امام مهدیعلیه السلام از ولادت تا ظهور" در صفحات 687 – 688 چند سطری در رابطه با "دجال" توضیح داده است؛

"واژه دجال"

این نام از واژه "دجل" مشتق شده و به مفهوم "حق پوشی" ، "نیرنگ بازی" ، "دروغپردازی" ، و...است."دجال" صفت کسی است که پیش از ظهور امام مهدیعلیه السلام در صحنه جامعه پدیدار می گردد و آنگونه که برخی از نویسندگان معاصر پنداشته اند،دجال،تمدن جدید غرب نیست که دلها و قلبها را بسوی خود جلب نموده است(بلکه او یک شخصیت حقیقی و واقعی است.)

دجال،در شرایط قحط و تورم اقتصادی و خشکسالی قیام می کند و پیروان او را انبوهی از عناصر پست و فرومایه و آلوده به گناه و رذایل اخلاقی،همچون زنان ولگرد و نسل تبهکار آنها و نژادپرستان یهود و ...تشکیل می دهند.از روایات این نکته دریافت می گردد که او مردی یک چشم است و از جادوگری،شعبده بازی و چشم بندی آگاه است،به همین جهت به کارهای سحرانگیزی دست می یازد و به گونه ای عمل می کند که مردم کارهای او را واقعیت می پندارند.از این رو شگفت انگیز نیست که نخست ادعای نبوت کند و آنگاه ادعای خدائی نماید و بگوید؛ "انا ربکم الاعلی" (یعنی؛ هان ای مردم! من پروردگار بزرگ شما هستم)

روایات رسیده درمورد دجال و عملکرد تبهکارانه اش به گونه ای است که برای ما مفهوم نیست،شاید رموز و اشاراتی باشند که برای ما نامفهوم هستند و درآینده پرده اسرار از روی آنها برداشته شود.به هر حال آنچه از روایات می توان دریافت این است که زندگی نکبت بار این عنصر پلید در فلسطین یا سوریه بدست امام عصرعلیه السلام یا حضرت مسیحعلیه السلام به پایان می رسد.   

اما با عنایت به تمامی این مواردی که عنوان شد،گمان شخصی بنده اینست که دجال می تواند یکی از فرزندان شیطان ملعون نیز باشد.و الله اعلم

اما سوالی که شاید مطرح باشد اینست که چرا به "دجال"، "مسیح دجال" نیز می گویند؟

پرواضح است به این دلیل که آن نیرنگ باز دروغپرداز ابتدا از علاقه مردم به مسیحعلیه السلام سؤاستفاده کرده و خود را مسیح جا می زند.همانطور که در قسمت های قبلی همین مقاله نیز اشاره نمودم شواهدی دردست است که نشان می دهد کارگزاران شیطان از ساعت ترانزیت  زمین – زهره،یعنی ساعت  10:09 دقیقه بعنوان ساعت ظهور مسیح یادکرده و تمامی این تبلیغات کمپانی های ساعت سازی را نیزمنتسب بدان می دانند.

و همچنین در روایات بسیار دیگری نیز تاکید شده است که پیش از ظهور عیسیعلیه السلام ظهور یک عیسی دروغین محتمل است،که همان دجال است.

کارگزاران ابلیس برروی زمین آنچنان مردم را در ناآگاهی و بی خبری و دوری از حقایق نگه داشته اند یا آنچنان آنها را به روزمرگی دچار ساخته اند یا آنچنان گردا گرد اسلام و منابع اسلامی علی الخصوص احادیث ناب شیعی سمپاشی کرده اند،که اکثریت مردم،در زمان ظهور دجال از نقطه نظر شناخت و آگاهی واقعاً فقیرند و به همین سبب نیز او را از مسیح باز نخواهند شناخت و فریب خواهند خورد! باور کنید که این یک سخن طنز نیست بلکه یک حقیقت تلخ است.

حتی مطابق روایات،دجال پس از ظهور و ادعای نبوت،زمانیکه می بیند مردم او را بعنوان مسیح پذیرفته اند،آنها را آنچنان گمراه و احمق درمی یابد و جامعه را آنچنان مستعد می بیند که ادعای خدائی می کند!!!

(حتی در بعضی فرق مسیحی،متاسفانه مسیح را پسر خدا و یا خود خدا می دانند.آیا این خدعه همان ابلیس ملعون نیست که بدین شیوه آنها را برای پذیرش ادعای خدائی در آخرالزمان پخته کرده است؟)

جناب قزوینیرحمة الله علیه در کتاب "امام مهدیعلیه السلام از ولادت تا ظهور" صفحه 680 می نویسد؛

...و در این میان عقاید انحرافی و شرک آلودی را که نیز برخی از مسیحیان بدان دچار گشته و بر اساس آن مسیحعلیه السلام را پسر خدا یا خدا می پندارند نیز باید در نظر گرفت.اگرچه کاملاً بدیهیست که ذات اقدس ربوبیت از گفتار باطل و بی اساس مشرکان و کافران منزه است...

 و پرواضح است که یک چنین باورها و عقایدی در نزد عیسویان کار را برای دجال ملعون بسیار هموار خواهد نمود،چرا که کافیست او بتواند تنها خودش را بجای مسیح جابزند،دیگر از آن به بعدش تا رسیدن به مقام خدایی در نظر این جماعت ناآگاه- با توجه به آنچه در بالا گفته شد- راه درازی را درپیش نخواهد داشت!!! 

اکنون شاید بهتر بتوان درک کرد که چرا پس از سالها،در این برهه از زمان مجدداً پروند "کفن تورین" را گشوده اند و سعی بر جهانی کردن موضوع آن دارند!

همانطور که در 2 پست قبلی نیز عرض کردم،بدین علت که این مطلب 3 خواسته مورد علاقه ابلیس ملعون را تامین و تایید می کند؛

1.توجیه 2 ضایعه غیر قابل ترمیم که همواره در هیئت مادی همراه آن خبیث ملعون هست،یعنی پیشانی آسیب دیده و چشم نابینا!

2.توجیه این موضوع کذب و دروغ بزرگ که؛مسیح همان خداست!

3.و نهایتاً این موضوع که معاذالله خداوند جسمیت پذیر است!

 

نقش ایران زمین و مردمانش در آخرالزمان –

"بود حکمرانی آن دیو کین               که دین بهی را زند برزمین"

عزیزان بازهم در انتهای این قسمت باید توجه شما را به این نکته ظریف اما بسیار مهم جلب نمایم که؛

هرگز سطح شعور و آگاهی خودتان را دستکم نگیرید و آنرا با میانگین سطح آگاهی درجهان برابر ندانید،هرگز!شاید سطح شعور و آگاهی ما مردمان ایران زمین ده ها و صدهابرابر بیشتر از متوسط سطح شعور آخرالزمانی درجامعه جهانی باشد!

و احتمالاً بواسطه همین شعور آخرالزمانی مردم ایران زمین است که در کتب آیین باستانی زرتشت،در آخرالزمان،ایران را مرکز جهان معرفی می کنند!

مطابق تعالیم و پیشگوئی های زرتشت،در پایان هزاره و مقارن حکومت دیو کین(شیطان رجیم) مهد ایران زمین،امید همه جهان خواهد بود!

در کتاب "درباره ظهور و علائم ظهور" نوشته صادق هدایت و سیدحسن قائمیان – در صفحات 26 و 27 در پانوشت کتاب آمده است؛

در پیشگوئی زرتشتی،در زمان حکومت دیو کین،میدان کارزار ایران زمین، خواهد بود.تمام توجه اورمزد به ایران است که در خوانیرس(خونیرس)،مرکز 7 کشور(یا هفت اقلیم) واقع شده است.

و اورمزد(خدای تعالی)پیوسته تکرار می کند؛

"ایرانی که من آفریدم – این ایرانیست که من آفریدم!" 

و در آن هنگامه،تمام توجه قوای مادی و معنوی به ایران می باشد که چشم و چراغ عالم است و به موجب افسانه زیرکانه ای مقدمات این اصلاح به دست پسران زرتشت انجام خواهد گرفت!

علی اکبر رائفی پور در یکی از همایش ها(اگر اشتباه نکنم همایش دانشگاه علامه طباطبائی در سال 89)در رابطه با پیام و رمزی که در نماد مجسمه آزادی آمریکا پنهان است،می گفت؛

مشعل مجسمه – که بنا به روایتی رو بسوی ایران است - حکایت از کینه ای دیرنه و عزمی کهن برای نابودی و ویرانی ایران دارد!  

رهبردامةحفاظاته زمانی فرمود: "ایران امروز ام القری جهان اسلام است."

عزیزان!چه باور داشته باشید و چه نه،سرزمین ما ایران در این برهه آخرالزمان،ام القری تمامی جهان است!

بزرگواران!آنها از بمب اتم و انرژی هسته ای نمی هراسند -  اینها تماماً بهانه است - آنها از همین شعور و آگاهی آخرالزمانی شما وحشت دارند،آگاهی و شعوری که انشاالله بزودی آنها را به کام هلاکت و نابودی خواهد کشانید.

 بازگشت ادیسه –

در افسانه ادیسه آمده است؛

زمانیکه ادیسه در هیبت پیرمردی نابینا به کشورش بازمی گردد،تنها کسی که او را می شناسد پسر اوست! آنها برای نبرد با متجاوزانی که تاج و تخت ادیسه را تصاحب کرده بودند آماده می شوند.سفارشی که ادیسه به فرزندش می کند این است که؛

تا پیش از آغاز نبرد و تا زمانیکه من اشاره نکرده ام هیچ حرکتی انجام نده...آنها سعی خواهند نمود تا تو را عصبانی کنند و به واکنش وادارند،اما تا پیش از آغاز نبرد تو نباید اجازه دهی که خشمگینت نمایند چرا که پیش از اشاره من،انجام هر حرکتی از سوی تو باعث شکست ماست!

بزرگواران و گرامیان! گویا "آتش و بنزین" بی صبرانه علاقمندند که ایران را نیز در این بازی ببینند!

آنها شدیداً ایران را تحت فشار قرارداده اند که هرچه زودتر موضع خود را مشخص کن؛

در این جنگ آخرالزمان شما با آتش هستید یا با بنزین!

سلاح هسته ای و پشتیبانی از تروریسم و و و...همه و همه بهانه جوئی است،بلکه هرکدام از این 2 طرف،بی اندازه تمایل دارند تا این گروه پیشرو و شایسته(شیعیان و ایرانیان)را در کنار خود داشته باشند،چون آنها اعتقادی راسخی به این موضوع دارند که؛

شیعیان در هر سو که باشند،آن گروه پیروز است!

بنابرین شما می بینید که آنها با انواع و اقسام  ترفندها از جمله هتک حرمت اماکن مقدسه، سعی دارند تاشیعیان را خشمگین نموده و به عکس العمل وادارند تا بلکه بدین حربه بتوانند این گروه را نیز وارد این معرکه(جنگ آتش و بنزین)نمایند!

اما هشیاری و زیرکی ما شیعیان در این مرحله فوق العاده حساس،عمل به نصیحت "ادیسه" است!

 

"مسیح" را چگونه باید از "مسیح دجال" باز شناخت؟

همانطور که در قسمتهای قبلی نیز عنوان کردم،بدیهیست حضرت مسیحعلیه السلام پس از ظهور حضرت مهدیعلیه السلام بازخواهد گشت،و ظهور حضرت مهدیعجل الله تعالی فرجه الشریف نیز در گرو 5 علامتی بود که شرح آن از نظرتان گذشت.پس کاملاً مشخص است که هر مسیح دیگری غیر از این جعلی است!(به استناد مشهور روایات،حضرت عیسیعلیه السلام در شرق شهر دمشق از آسمان فرود خواهد آمد و با حضرت مهدیعلیه السلام در دروازه شهر "لد" واقع در نزدیکی بیت المقدس بیعت می کند.)

جناب قزوینیرحمة الله علیه در کتاب "امام مهدیعلیه السلام از ولادت تا ظهور" صفحه 681 می نویسد؛

"نعیم بن حماد" استاد "بخاری" داستان نزول حضرت عیسیعلیه السلام را اینگونه روایت می کند:

حضرت عیسیعلیه السلام بر دروازه شرقی دمشق و کنار پل "بیضاء" به هنگامه سپیده سحر درحالی که بر ابر سوار است و دستهایش برشانه دو فرشته است و دو قطعه پارچه نفیس براندام اوست از آسمان به زمین فرود می آید.و هنگامی که سر خم می کند نور و درخشندگی خاصی از چهره اش پرتوافکن است،نخست یهودیان بسوی او می شتابند و می گویند:

"ای پیامبر خدا! ما یاران تو هستیم."

آن حضرت به ایشان پاسخ می دهد: "دروغ می گویید"

آنگاه مسیحیان به حضورش شتافته و می گویند: "ما یاران تو هستیم"

به آنان نیز می گوید: "شما نیز دروغ می گویید.یاران راستین من،مهاجران هستند،باقیمانده اصحاب حماسه."نگاه مسلمانان به حضورش شرفیاب می گردند درحالیکه یهودیان و مسیحیان نیز آنجا هستند و عیسیعلیه السلام،امام و خلیفه راستین مسلمین(امام مهدیعلیه السلام) را درمیان آنان می نگرد که مسلمانان به امامت او نماز می گذارند.

مسیح نیز با دیدن آن منظره برای اقتدای به امام مسلمین پشت سر آن حضرت قرارمی گیرد که امام مهدیعلیه السلام می گوید:"ای پیامبر خدا!شما برای ما نماز جماعت بخوانید."

مسیح پاسخ می دهد:"نه!هرگز!شما باید نماز را برای مردم بخوانید و همگی به شما اقتدا نمایند،چرا که شما بنده شایسته خدا و حجت او هستید و خدا از شما خشنود است و من به عنوان وزیر شما مبعوث شده ام و نه امیر."

ظهور سفیانی،ظهور دجال!

شاید سوالی مطرح شود که؛ در این هنگامه ظهور سفیانی مقدم است یا ظهور دجال؟

در روایات دقیقاً راجع به این مطلب اشاره ای نشده است،اما به نظر می رسد که ظهور آن دو ملعون(فتنه و ارباب فتنه)همزمان و مقارن باشد،اما اگر اندکی هم تقدم و تاخر وجود داشته باشد،محتمل است که ظهور دجال بر ظهور سفیانی تقدم داشته باشد.

 
خر دجال یا FCS331


 

همانطور که اشاره شد،در قسمتی از حدیث معرفی دجال که از امیرالمومنینعلیه السلام روایت شده است،راجع به مرکب آن ملعون آمده؛

"...او سوار بر خریست که هر گام خرش یک میل راه است..."

راجع به  "یوفوی(UFO)نزدیک به خورشید" یا به زعم بنده همان "FCS331" مطالب زیادی گفته شده است...

اما اگر این شی حقیقتاً یک یوفو(UFO)یا فضاپیمای شیطانی باشد،می بایست دارای ابعاد بسیار عظیمی باشد،آنقدر بزرگ که وقتی از روی یک ایالت می گذرد براحتی بروی آن سایه بیفکند!

3 فیلم "روز استقلال" ، "برخورد نزدیک از نوع سوم" و "  Predator"سابقاً در قالب فیلم،افسانه یک چنین سفینه غول پیکری را تجسم نموده و به تصویر کشیده اند،بنده گمان می کنم که اگر روزی ماهیت آن از قالب افسانه درآمده و به واقعیت به پیوندد،شاید بتوان راجع به آن گفت که؛

"این شی آسمانی غول پیکر،احتمالاً همان مرکب افسانه ای دجال است!"

  (ثبت نظرات)