بسم الله الرحمن الرحیم


دانلود کتاب پیش از رستاخیز جلد اول

دانلود کتاب پیش از رستاخیز جلد دوم

دانلود کتاب پیش از رستاخیز جلد سوم


داستان زیردریائی کورسک -
(این مطلب در 2 قسمت تهیه شده است)
 




 

 

 




در ماه اوت سال 2000 میلادی برای ناوگان شمال نیروی دریائی روسیه حادثه ای بوقوع پیوست که بهKursk disaster  یا "تراژدی کورسک" معروف شد.
در این تراژدی یک زیردریائی اتمی روسیه موسوم به K*141 حین انجام یک مانور نظامی در دریای بارنتز دچار سانحه شده و در اعماق آبهای سرد آن به گل نشسته و به همراه تمامی 118 نفر خدمه آن غرق شد.اگرچه در ابتداء گمانه زنی هائی درمورد احتمال وقوع خرابکاری،برخورد یک زیردریائی آمریکائی با کورسک و یا برخورد زیردریائی با بستر دریا مطرح بود و اگرچه روسها تا مدتها از گفتن خقیقت درمورد این فاجعه طفره می رفتند اما سرانجام و پس از بیرون کشیدن زیردریائی فرضیه "برخورد جسم سخت" را بعنوان علت اصلی بروز حادثه تایید نمودند!

 

 


اما حقیقت ماجرا؛

در اوایل ماه اوت سال 2000 به سرفرماندهی زیر دریائی کورسک اعلام شد که زیردریائی و خدمه آن می باید برای انجام یک تمرین فشرده نظامی در آبهای دریای بارنتز آماده شوند.
این مانور ظاهراً پیش بینی،برای خدمه زیردریائی که گویا به تازگی نیز از ماموریت بازگشته بودند غیرمترقبه و عجیب می نمود.
به نظر می رسید به شکل خیلی سربسته به فرماندهان ارشد زیردریائی توضیح داده شده بود که اطلاعاتی درمورد یک هدف ناشناس وجود دارد که داخل مرزهای آبی روسیه و در زیر آبهای دریای بارنتز مرتباً جابجا می شود و زیردریائی کورسک موظف است ضمن انجام این تمرین نظامی درصورت مشاهده هدف مذکور آنرا شناسائی کرده و نابود نماید!
به هرروی زیردریائی و خدمه آن تحت فرماندهی آدمیرال جی.اچ.لیاخین بعنوان مسئول ارشد زیردریائی و دستیارانش؛
 آدمیرال عبدالقادر ایلدارف(معاونت رزمی- عملیاتی)
و
آدمیرال آلکسیس زوبوف(معاونت پشتیبانی- تدارکاتی)
آماده انجام این تمرین نظامی شده و پس از انجام مراسم و تشریفات معمول عازم ماموریتی دیگر شدند،ماموریتی که به ظاهر یک مانور نظامی بود،اما هدف بس مهمتری را تعقیب می نمود!

روز حادثه ؛
اگرچه شخصاً اطلاعات دقیقی ندارم که آغاز ماموریت زیردریایی از چه تاریخی بوده است اما زمان وقوع حادثه که ساعت 7 صبح(روز 12 ماه آگوست سال 2000 میلادی) بود نشان می دهد که بین آغاز ماموریت و وقوع حادثه فاصله زمانی زیادی وجود نداشته است.
اینطور که از شواهد و قرائن پیداست همانطور که به زیردریایی اطلاعات داده شده بود،آنها هدف را در عمق آبهای مرزی روسیه در دریای بارنتز ملاقات می کنند اما هنگام هدف گیری و شلیک به آن دچار سانحه می شوند!




اما حقیقت داستان چه بود؟
عزیزان و سروران! حقیقت داستان چیزی بود که شاید تنها اندکی از مقامات روس نسبت به آن آگاهی داشتند،حقیقتی که هرگز آن را افشا نکردند چراکه در صورت افشای آن نه تنها مضحکه جهان می شدند بلکه می باید تنبیه سختی را نیز از سوی اربابانشان به جان می خریدند!
حقیقتی که تصمیم داشت به آنها بفهماند که درآستانه ورود به هزاره جدید با برنامه هائی جدید همچون نظم نوین جهانی،آنها می باید مانند سگان فرمانبرداری از دستورات متابعت نمایند و هرگز در برابر خداوندان خود ایستادگی ننموده و گستاخی به خرج ندهند،خداوندان و اربابانی که درواقع همان شیاطین بودند!
حقیقت ماجرا همان چیزی بود که در فیلم K*19(محصول 2002) و فیلم گودزیلا(محصول 1998) در فواصل زمانی یک سال پس از حادثه و یک سال پیش از حادثه به روشنی توضیح داده شده بود!
عزیزان همانگونه که قبلاً نیز موکداً عرض کرده ام ؛

"هالیوود قرآن شیطان است!"

آن ملعون خبیث برای اینکه برای سگان و نوکران فریب خورده اش اثبات نماید که برآنها تسلط دارد،نقشه ها و برنامه هائی را که برای آنها در نظر گرفته در قالب فیلم و سریال و ...ساخته و پرداخته کرده و به این ترتیب پیش از اجرای آنها به شکلی رمزگونه بدان اشاره می کند تا با این حیلت بیش از پیش آنها را در لجنزار فریب و گمراهی فروبرده و از سوی دیگر نیز آنها را به نوعی مرعوب کرده و بترساند!در فیلم K*19 که سال قبل از حادثه ساخته شد و سال پس از حادثه نیز اکران شد،دقیقاً اشاره می شود که یک زیردریائی اتمی روسیه حین انجام ماموریت در بستر دریا دچار سانحه می شود!



اما فیلم گودزیلا که 2 سال پیش از وقوع حادثه کورسک به اکران عمومی درآمد پای را نیز از این فراتر گذاشته و به یک زیر دریائی اشاره می کند که قربانی هوش مافوق تصور هدف خود(گودزیلا) می شود و هنگام درگیری با آن بواسطه اژدرهائی که خودش پرتاب کرده نابود می گردد!



(عزیزان فراموش نکنید که فیلمEraser دقیقاً قرار بود که در سال 2000 اکران شود ولی به علت تشابه صحنه هائی از آن با حادثه 11سپتامبر از نمایش آن جلوگیری بعمل آمد!
به نظر شما یک مشت کارگردان عقب مانده هالیوودی که فرق میان دوغ و دوشاب را نمی دانند از کجا باید بفهمند که درچنین موسمی قرار است در آمریکا چه اتفاقی رخ دهد؟) 



بزرگواران! اگرچه زیردریائی کورسک نامش K
*19 نبود،بلکه K*141 بود و اگرچه هدفی را که تعقیب می کرد نیز یک گودزیلا نبود،اما آن هدف عجیب هرچه که بود مسلماً دارای توانی فراتر از آنچه که ملوانان زیردریائی تصور می کردند بود،توانائی و قدرتی که درنهایت زیرکی،زیردریائی کورسک را غرق نمود!

چگونگی وقوع حادثه؛
همانطور که گفته شد،زیردریائی مطابق پیش بینی ها با هدف روبرو شده و آنرا شناسائی و رهگیری می نماید.اما زمانیکه قصد نابودسازی آن را داشته است،هدف از جای خود حرکت کرده و با سرعتی باورنکردنی خود را به زیردریائی رسانیده و ضربه ای سهمگین به پهلوی راست آن واردمی نماید و به همین علت نیز زیر دریائی نابود و منهدم می گردد!  




اما چرا و به چه علت؟
ببیند عزیزان! پرتاب اژدر توسط یک زیردریائی شامل 2 مرحله است...
پس از هدف گیری ابتداء موتور اژدر در محفظه پرتاب اژدرافکن روشن می شود و پس از به حداکثر رسیدن نیروی پرتابه،محفظه بازشده و اژدر رها می شود که کل این پروسه درحدود 10 ثانیه به طول می انجامد!
و درطی این پروسه زمانی 10 ثانیه ای(سوخت گیری و پرتاب اژدر)زیردریائی می باید در وضعیت Stable یا کاملاً ثابت،ایستا،و بدون حرکت باشد.به این دلیل که سوخت اژدر بسیار حساس است و درهنگام تزریق به موتورهای اژدر با کوچکترین شوک و تکان از حالت مایع به حالت جامد تبدیل می گردد که این به معنی بروز یک فاجعه است.بروز ناپایداری در چنین سوخت های حساسی که سبب تغییر حالت آنها از مایع به جامد است، همانند وضعیت خون لختگی در رگهای بدن انسان است! همان بلائی که خون لخته شده بر سر انسان می آورد سوخت ناپایدار در زمان بارگیری اژدر برسر زیردریائی می آورد!
بدین ترتیب که اژدر همچون یک طعمه که در دام عنکبوتی گرفتار آمده است درداخل اژدر افکن قفل می شود و درپایان مهلت محاسبه شده برای اصابت به هدف،درداخل خود زیردریائی منفجر می شود!
و این دقیقاً همان اتفاقی بود که در کورسک افتاد!
(اگرچه مقامات روسی اعلام کردند که بروز حادثه به علت نشت هیدروژن پروکساید hydrogen peroxide  - آب اکسیژنه - به داخل محلول سوخت بوده است اما همین امر نیز می تواند دلیل دیگری بر وجود یک تکان شدید بوده باشد که سبب سرازیر شدن مایع H2O2 به داخل سوخت گردیده)



زمانیکه کورسک هدف خود را رهگیری کرده و محاسبات لازم را برای پرتاب اژدر به سمت آن انجام داد، بلافاصله اژدرافکن زیردریائی مسلح شده و آماده پرتاب می گردد اما ناگهان هدف از جای خود حرکت کرده و در کمتر از 10 ثانیه خود را به زیردریائی می رساند و آنچنان ضربه مهیبی به زیردریائی وارد می کند که نه تنها باعث فرورفتن جداره فولادین این زیردریائی 18000 تنی می شود بلکه آن را آنچنان تکان می دهد که سبب ایجاد ناپایداری در سوخت درحال تزریق به اژدر آماده شلیک می گردد...
این امر سبب شد که انفجار اولیه درداخل اژدرافکن رخ دهد،انفجاری که پایگاه های لرزه نگاری شما اروپا(بویژه نروژ)و همچنین مورمانسک روسیه(ستادفرماندهی ناوگان شمال)قدرت آن را 2.4 درمقیاس ریشتر ثبت نمودند...
اما این داستان ادامه یافت! شعله های آتش ناشی از انفجار،به سرعت از قسمت پرتاب اژدرافکن به داخل زیردریائی سرایت نمود (جائیکه در مجاورت محفظه پرتاب اژدر،انبار و اتاقک اژدرها قرارداشت) و همین امر سبب بروز انفجار مهیب تری در فاصله زمانی 134 ثانیه پس از انفجار اول شد،که بخش اعظم جلوی زیردریائی یا compartment head - شامل قسمتهای1،2و قسمتهائی از بخش3 - را منهدم کرده و از بین برد و سبب مرگ دلخراش تمامی خدمه آن شد...




   

 

 


پایگاههای لرزه نگاری قدرت انفجار دوم را که ناشی از انهدام تمامی اژدرهای زیردریائی بود، 4.2 در مقیاس ریشتر ثبت نمودند.





پس از انفجار دوم زیردریائی به بستر دریا سقوط کرده و به گل نشست،اما این پایان ماجرا نبود،هنوز 23 نفر در داخل زیردریائی زنده بودند!
در کامپارتمنت عقب که در پشت راکتورهای زیردریائی قرارداشت،23 ملوان بودند که از آتش حادثه در امان مانده بودند! آنها پس از انفجار و به گل نشستن زیردریائی هنوز زنده بودند!
آنطور که در بقایای نامه بجای مانده از یکی از ملوانان(دیمیتری کولسنیکف - Dimitri Kolesnikov) به دست آمده،اینگونه اشاره شده است که؛
"...تمامی پرسنل و ملوانان قسمتهای 7،6و8 بسمت قسمت انتهائی زیردریائی عقب نشینی کرده و درحال حرکت بسوی بخش 9 و پشت دریچه فرارهستند..."
در گزارشات اشاره شده بود که یکی از ضعفهای زیردریائی های کلاس اسکار - که زیردریائی کورسک نیز مشابه همان مدل بود - اینست که بمحض اینکه به گل می نشیند شفتهای مربوط به پروانه های زیردریائی از حالت وکیوم خارج شده و آب به درون زیردریائی نشت می کند...
و گویا همین مسئله عاملی بود که منجر به مرگ 23 ملوان باقی مانده در زیردریائی گردید.
آب بتدریج از قسمت انتهائی زیردریائی و از پشت پروانه ها به داخل زیردریائی نفوذ کرده و اندک اندک تمام کامپارتمنت عقب را اشغال نمود...
ملوانان در برابر این حجمه از آب که اندک اندک وارد زیردریائی می شد،واحد به واحد و تا پشت دریچه فرار عقب نشینی کرده و در آنجا به امید رسیدن قوای کمکی و تیم نجات به انتظار نشستند!
شخصاً یادم هست که همان زمان درخبرها اعلام شد نروژی ها که در نزدیکی محل سانحه حضور داشته اند برای نجات ملوانان با روسها اعلام آمادگی و همکاری نمودند...
یک کشتی غواصی نروژی که حسب الاتفاق در همان حوالی مشغول به تمرین بوده اعلام می کند که؛ "...ما صدای ضربه هائی را که گویا از درون زیردریائی به بدنه آن وارد می شود را بوضوح می شنویم..."
(گویا ملوانان بازمانده از حادثه قصد داشته اند که بدین ترتیب درخواست کمک نموده و اعلام کنند که ما هنوز زنده ایم و یاشاید هم سعی داشته اند که خودشان از داخل دریچه فرار را بگشایند)
به هرروی،غواصان نروژی بلافاصله به رسانه ها اعلام می کنند که؛
"...اگرچه احتمال دارد که بر اثر غرق شدن این زیردریائی،راکتورهای آن دچار نشت تابشی گردیده و منطقه را آلوده نموده باشد،اما حتی با این وجود نیز ما حاضریم که برای رهائی ملوانان بجای مانده از حادثه وارد عمل شویم و چنانچه روسها اجازه داده و با عملیات نجات موافقت کنند گشودن دریچه فرار زیردریائی و نجات ملوانان برای ما تنها به 2 ساعت زمان نیاز دارد..."   



اما مقامات روس نه تنها پاسخ نروژی ها را ندادند بلکه یک روز کامل را درسکوت خبری و پشت درهای بسته گذراندند و فردای روز حادثه زیر فشار رسانه های داخلی و خارجی و همچنین در مقام پاسخگوئی به افکار عمومی اعلام کردند که؛
"...هیچ کسی از این حادثه جان سالم به در نبرده است و تمامی ملوانان در همان لحظه وقوع حادثه کشته شده اند و حتی اگر تصورکنیم که کسانی هم پس از وقوع حادثه زنده بوده اند – بر اثر از بین رفتن سیستم برق زیر دریائی و بوجود آمدن شرایط هیپوترمیک به دلیل برودت بیش از حد آبهای سرد اعماق دریای بارنتز از یک سوی و نشت آب به داخل زیردریائی از سوی دیگر – بدیهیست که در همان ساعات اولیه از بین رفته اند!"
اما پس از بیرون کشیدن زیردریائی و پیدا شدن نامه سوخته دیمیتری کولسنیکف - ملوان 23 ساله ای که پس از غرق شدن و انهدام کورسک ،تنها برای مدت زمان اندکی فرمانده و مسئول ارشد آن زیردریائی غرق شده بود – مشخص شد که آنها تا ساعتها پس از حادثه زنده بوده اند؛
"همه جا تاریک است و هوا بسیار سرد است...چندین ساعت از وقوع حادثه می گذرد و ساعت نزدیک 1 بعدازظهر است...هیچکس حرفی نمی زند و ما همچنان درسکوت،پشت دریچه فرار به انتظار کمک نشسته ایم...همه اینجا گردهم جمع شده ایم و بخوبی می دانیم که هیچکس را به جز خودمان نداریم،پس باید به یکدیگر دلگرمی بدهیم..." 




     


اما به هرحال روسها پس از یک هفته با ترس و لرز به نروژی ها اجازه دادند تا به اعماق دریا رفته و دریچه فرار را بگشایند...

غواصان نروژی همانطور که قبلاً نیز ادعا کرده بودند تنها درکمتر از 2 ساعت درب دریچه فرار زیردریائی را از بیرون گشوده و وارد زیردریائی شدند و اعلام نمودند که هیچکس را زنده نیافتند...
آنها تا پشت راکتورهای زیردریائی را جستجو کردند،جائیکه اعلام کرده بودند به دلیل شدت تخریب و مسدود شدن دالانها و مسیرهای عبور دیگر امکان پیشروی به جلوی زیردریائی وجود نداشته است...


     


اما چرا روسها نباید اجازه می دادند تا دریانوردانشان و بازماندگان آن حادثه شوم از زیردریائی زنده خارج شوند؟ مسلم است! چون آنجا چیزی رخ داده بود و اخبار حیرت آور و عجیبی وجود داشت که روسها احتمال می دادند آن ملوانان نیز از راز آن باخبر و آگاه شده باشند و بدیهی بود که هرگز دوست نداشتند تا این اطلاعات افشاگردیده و به بیرون درز کند!
اما تراژدیک تر و تاسف بارتر از خود این حادثه نکته ای بسیار ظریف بود که شاید کمتر کسی به آن توجه کرد؛
در هیچ کجای نامه کولسنیکف حتی در آن شرایط مرگبار و مصیبت بار،کمترین یاد و ذکری از خدا یافت نشد و توگوئی که اصلاً در نظر آنها خدائی وجود نداشت و اینجاست که با اندکی تفکر و تعمق آدمی یکبار دیگر به عمق فاجعه ای که بشریت در قرن بیستم با آن روبروست پی خواهد برد!

 (ثبت نظرات)