بسم الله الرحمن الرحیم

دانلود کتاب پیش از رستاخیز جلد اول

دانلود کتاب پیش از رستاخیز جلد دوم

دانلود کتاب پیش از رستاخیز جلد سوم

رفع شبهات –

مجدداً کامنتهائی آمده که به همراه خود شبهاتی را متصور می نماید.لذا اینجانب مجبور شدم تا این قسمت را کاملاً به پاسخگوئی این شبهات اختصاص دهم.بدیهیست که بدین روال، حقیر از اصل فعل بازمانده و ادامه مطالب شامل مرور زمان و تاخیر خواهد شد!

کامنتها بدین مضمون بود؛

1- من شنیده بودم ابر و باد و مه خورشید و فلک همه ارتش خداست ... چی میگی آقا ؟

2- در مورد ماجرای تیراندازی مدرسه سندی هوک، اول باید یگویم که همه مون می دانیم که این قضایای تیراندازی تو مدرسه ها تو امریکا اصلا تازگی نداره و تا حالا بارها و بارها طی سالهای مختلف اتفاق افتاده.تکرار این اتفاقات اینقدر زیاد بوده که برایش یک لیست بلند بالا هم درست کردن.اینجا می تونین لیست کلیه شوتینگ هایی رو که تاحالا تو مدرسه های امریکا اتفاق افتادن ببینید:
http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_school_shootings_in_the_United_States

در مورد طوفان هم می دونیم که وقوع طوفان و گردبادهای سهمگین تو امریکا به هیچ وجه تازگی نداره و تاحالا بارها و بارها این گردبادها ایالت های امریکا رو زیرو رو کردن.اینجا میتونید لیست کامل کلیه طوفان هایی رو که طی همه این سالها تو امریکا اومدن ببینید
http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_United_States_hurricanes
پس نمیشه به یک طوفان و یک شوتینگ تو یه مدرسه استناد کرد و گفت شیطان داره دق دلیشو خالی می کنه مگراینکه برای استدلالمون شواهد و مدارک متقاعد کننده ارائه کنیم.

پاسخ کامنت اول؛

همانگونه که قبلاً نیز بارها عرض کرده ام،مباحث مطرح شده توسط اینجانب هرگز اقتدار الهی را به زیر سوال نمی برد!
منتهی بدلیل آگاهی اندک سوال کننده که به احتمال زیاد از فقر دانش و ضعف قدرت اندیشه او سرچشمه می گیرد،معاذالله چنین چیزی در نظر او متبادر می گردد و سبب می شود که چنین خشک و غیر منعطف سوالی را مطرح نماید!
تجربه ثابت کرده است که چنین افرادی حتی باز نمی گردند تا پاسخ سوال خود را دریافت کنند.اما از آنجائیکه امکان دارد سوال مطرح شده در ذهن خوانندگان شبهاتی ایجاد نماید لذا ناگزیرم تا در این قسمت بدان بپردازم!

عزیزان!اینگونه طرح سوال(پرسش غلط-یاپرسش کلی بدون درنظرگرفتن جزئیات )،روشی است که در یونان باستان مغلطه گران در برابر فلاسفه از آن استفاده می کردند!
فرضاً می پرسیدند که؛
 آیا(معاذالله) خدای تعالی می تواند سنگی درست کند که خودش نتواند آنرا بلند نماید!!؟
شما در مقابله میان فلاسفه و "مغالطه گران"( یا "سوفستائیان") از این پرسشهای غلط زیاد می بینید!
در توصیف غلط بودن این چنین سوالات مهمل و بی جوابی باید بگویم مانند این است که بپرسیم؛
"شتر،قاطر است یا اسب!؟!؟!؟"
و کاملاً بدیهیست که اصل چنین سوالاتی غلط است.

اما برای کسی که می آید و می گوید؛
"من شنیده بودم ابر و باد و مه خورشید و فلک همه ارتش خداست ... چی میگی آقا ؟ "
2 حالت زیر متصور است:

یا اینکه نمیفهمد که در حقیقت تمامی عالم تحت اختیار و فرمان الهیست نه تنها ابر و باد وغیره(یعنی پرسش او از سر ناآگاهی و جهالت است)...

یا اینکه میفهمد اما سوال مغرضانه طرح می کند تا مرا به کفر و شرک متهم کرده و در برابر خداوند متعال قراردهد(یعنی با نیت سوء و از روی غرض این سوال را مطرح می کند)...

اما در پاسخ شما و برای توضیح مطلب و همچنین در جهت رفع ابهام و شبه،الزاماً می باید برای شما مثالهائی بیاورم؛

- ما معتقدیم که مرگ و زندگی به دست خداوند قادر است.اما انسان بد و شروری را تصور نمایید که با اسلحه و علیرغم روال طبیعی می رود و به زندگی انسان دیگری خاتمه می دهد.آیا این کار او اصل این سخن(که مرگ و زندگی دراختیار خداوند است)را به زیر سوال می برد؟
بدیهیست که مرگ و زندگی همواره در اختیار خداوند است،منتهی انسان شروری  مداخله کرده و روال منطقی آنرا برهم می زند،و صد البته به دلیل چنین جسارتی مجازات هم می شود،هم در دنیا و هم در آخرت!

- ما می دانیم که پرندگان ابابیل در زمره لشگریان مخلص خدا هستند.چرا که پروردگار متعال برای نابودی سپاه فیل از آنها استفاده کرد(در سال عام الفیل - سال تولد پیامبر گرامی اسلام صلی الله و علیه و آله و سلم -سپاهی از فیل سواران به فرماندهی ابرهة بن صباح  قصد نابودی کعبه را داشتند که با سنگریزه هائی بنام سجیل،که توسط پرندگان ابابیل حمل می شد،بمباران شدند.)
حال فرض کنید امروزه کسی در طی جنگها از این پرندگان بعنوان پرنده نامه بر و جاسوس استفاده کند و یا اینکه این پرنده را به دام بیاندازد و به داخل قفسی ببرد،آیا معاذالله قدرت ارتش الهی و همچنین سلطه پروردگار به زیر سوال رفته است؟

- ما می دانیم که نیروی گلوئون یا چسب(نیروی هسته ای قوی)عامل ثبات و شکل گیری عالم است.چرا که در صورت نبود این نیرو،ذرات بنیادی در کنار یکدیگر آرام و قرارنمی گرفتند و پیامد آن نیز اتم ها بوجود نمی آمدند.پس وجود این نیرو دلیل دیگری بر شعور و دانش غیرقابل توصیف پروردگار عالمیان است.
اما بازهم بدی و شرارت مداخله کرده و با حمله به مرکز اتم،این پیوستگی را از بین برده و قاعده و روال طبیعی را برهم زد و در اثر شکافتن هسته اتم باعث شد نیروی عظیم و پنهان درون آن آشکار شود که در نتیجه آن فاجعه 6 اوت و 9 اوت 1945(بمباران اتمی شهرهای هیروشیماوناکازاکی)رقم خورد.
مگرنه اینکه ما معتقدیم که عالم تحت سیطره خداوند است؟خب آیا این ماجراجوئیها و مداخله انسان بد،معاذالله اقتدار و سلطه الهی را به چالش می کشد؟

عزیزان طرح چنین سوالاتی (من شنیده بودم ابر و باد و مه خورشید و فلک همه ارتش خداست ... چی میگی آقا ؟) و مانند آنها،مثال همان آچمز کردن مهره حریف در بازی شطرنج است.
در شطرنج به ترفندی که در راستای آن مهره ای ارزشمند از حریف را خنثی و بی اثر نمایند،آچمز کردن می گویند.
 اگر مهره بخواهد حرکت کند که شاه مات می شود،و اگر هم حرکت نکند که ارزش تهاجمی - رزمی خود را از دست می دهد!
در عالم واقع طرح چنین سوالاتی، اشخاصی همانند اینجانب را بدین ترتیب آچمز می کند که؛
اگر بخواهیم به راهمان ادامه بدهیم،به کفرگوئی و شرک متهم می گردیم و اگر هم بخواهیم متوقف شویم و صحبت نکنیم،اطلاعاتی که در اختیار داریم سوخت می شود!    
منتهی کسانی که چنین سنگهائی در پیش پای بنده و امثال بنده رها می کنند باید این را بدانند که با اینچنین کامنتها و سوالات بی منطقی،نه هرگز می توانند مارا متوقف کرده و نه گرفتار نمایند.

اما پاسخ کامنت دوم؛

(در پرانتز - اول از هرچیزی باید بدانید که کشتار دبستان "سندی هوک" اولین موردی بوده که یک رئیس جمهور برای آن گریست - تسلیت گفت - و سه روز عزای عمومی اعلام کرد،پس مسلماً از همین نقطه مشخص می شود که مورد کشتار دبستان سندی هوک یک مورد خاص بوده است!)


اما بعد؛
یک سیستم و نظام طبیعی زمانیکه دچار بحران شده و تعادلش برهم می خورد،به منظور بازگشت به وضعیت تعادل و فرار از شرایط بحران به "اقدام تعادلی" متوسل می گردد.
اقدامات تعادلی معمولاً دارای عوارض و تبعاتی نیز هستند.

مثالهایی از "اقدام تعادلی" -

- در کوهنوردی در ارتفاعات بالا مشکلی وجود دارد بنام غلظت خون.کوهنوردان ارتفاع و کلاً افرادی که در مناطق کوهستانی و مرتفع زندگی می کنند نسبت به سایر افراد،خونی غلیظ تر دارند.
چون در ارتفاعات بالا از میزان اکسیژن هوا کاسته می شود،بدیهیست که میزان اکسیژن ورودی به بدن نیز کم می شود(یعنی بدن با مشکل کمبوداکسیژن مواجه می شود).
اما بدن انسان به شکلی طبیعی از یک اقدام تعادلی استفاده می نماید تا این کمبود اکسیژن را جبران کند،بدین ترتیب که عامل اکسیژن ساز(گلبول قرمز) را افزایش می دهد که در واقع غلظت خون انسان در ارتفاع به همین دلیل است. 

- یک دیوترم (یا همان آبگرمکن) معمولاً دارای یک قطعه جانبی بنام شیر اطمینان است.زمانیکه آبگرمکن جوش می آورد،طی یک اقدام تعادلی شیر اطمینان فعال شده و فشار وارده را تخلیه می نماید تا وضعیت مجدداً به حال تعادل برگردد.

بدیهیست که یک اقدام تعادلی بمنظور حفظ  سیستم و جلوگیری از نابودی و یا تخریب آن است.

اما وقتی در طی 3 دهه اخیر دمای زمین به شکل نامتعارفی رو به افزایش گذاشت(0.5 درجه در کل زمین برای 50 سال که به نوعی یک فاجعه محسوب می شود)پیامد آن،طوفانهای اقیانوسی نیز رو به فزونی نهاد.در حقیقت این طوفانهای اقیانوسی درحکم  "اقدام تعادلی" هستند که سیستم زمین از آنها بمنظور کاهش درجه حرارت و خنک کردن خودش استفاده می کند.

طوفان ریتا،طوفان کاتزینا،طوفان النا،طوفان درد،طوفان مرگ و الی آخر...همگی به علت افزایش درجه حرارت زمین هستند.و روشن است که هرچه درجه حرارت زمین بیشتر شود،این طوفانها،مخرب تر و مرگبار تر خواهند شد.

اما نکته مهمی که در مورد "پروژه سندی" وجود داشت این بود که،این پروژه تنها یک طوفان نبود!!!

یادم هست که در حدود  12 – 13 سال قبل به بیماری سختی دچار شدم که هم علائم آنفلوانزا را با خود داشت و  هم علائم آنژین!
وقتی به پزشک مراجعه کردم،پس از معاینه گفت؛
بیماری شما یک بیماری ترکیبی است.یک آنفلوآنزای فصلی است که آنژین چرکی روی آن سوار شده!

دوستان گرامی! "پروژه سندی" - که البته اجرائی نشد - ترکیبی از یک طوفان و یک سونامی بود!!!
قرار بود وقتی این طوفان به ساحل شرقی ایالات متحده می رسد،در اعماق آتلانتیک و منطقه زیر طوفان، یک زلزله اقیانوسی ایجاد شود.بدیهی بود که در اینصورت طوفان بر امواج بلند سونامی سوار شده و شرق آمریکا را درهم می کوبید درحالیکه قدرت طوفان نیز دستکم 10 تا 15 برابر بیشتر می شد.

اعتقاد به "پروژه شیطانی سندی" زمانی برای اینجانب بیشتر و بیشتر می شود که مرتباً به یاد می آورم که نوستراداموس در پیشگوئی هایش اسرار عجیبی داشت که؛

"یورک بزرگ غرق خواهد شد!!!"

اما چه شد که این پروژه ناکام ماند؟
در صورتیکه  "پروژه سندی" بیش از یک تخیل ذهنی بوده باشد،باید گفت که ناکامی آن مسلماً به سبب مشیت الهی بوده است،اما اینکه واقعاً کسی راز آنرا برملا کرده بود و یا به سبب دلایل دیگری بوده،والله اعلم.

اما شخصاً معتقدم  به این دلیل؛

در روایت آمده است که خدای تعالی به موسی علیه السلام فرمود که بنی اسرائیل منتظر عذاب باشند.
موسی علیه السلام  نیز این خبر را به قوم خود رسانید.اما بنی اسرائیل با شنیدن این خبر شروع کردند به حفر گودال و نقب هائی بین خانه های خود تا در زمان وقوع عذاب الهی بتوانند به یکدیگر یاری برسانند.
چندی گذشت اما از عذاب خبری نشد.بنی اسرائیل به موسی علیه السلام گفتند که برو و از خدای تعالی بپرس که پس این عذاب چه شد؟
موسی علیه السلام به طور رفته و ضمن راز و نیاز با حضرت حقتعالی از وی علت تاخیر در عذاب را جویاشد.
پروردگار در جواب موسی علیه السلام فرمود؛چون  دیدم که آنها به یکدیگر رحم نمودند من نیز به آنها رحم نموده و از عذابشان صرفنظر کردم.
                                                                  "ارحم ترحم"

(ثبت نظرات)