بسم الله الرحمن الرحیم

 

دانلود کتاب پیش از رستاخیز جلد اول

دانلود کتاب پیش از رستاخیز جلد دوم

دانلود کتاب پیش از رستاخیز جلد سوم


نمودار جریان قدرت در جبهه شیطان -

 

محارم شیطان چه کسانی هستند؟

در مورد آنها باید گفت که انسانهای مطرودی می باشند که از نظر شقاوت هم پایه باخود شیطان رجیم هستند و زندگی ننگین خود را صرف بندگی و خدمت به آن ملعون نموده اند.آنان از نظر شقاوت و گمراهی در مرتبه ای هستند که با خود شیطان برابرند تا آنجا که آن ملعون بدانها اعتماد کرده و برای دیکته کردن برنامه ها و دستوراتش به مغز متفکر گروه(اربابان ذکاوت)از این محارم بعنوان حلقه واسطه استفاده می کند.شما هرگز آنها را ندیده و نمی شناسید تا آنجاکه وجود آنها را تنها در داستانها میسر می دانید و شنیده هائی در مورد چنین افرادی را همانند افسانه ها می پندارید!!!

اگر بخواهم مثالی راجع به محارم شیطان بیاورم باید شما را به فیلم ملک سلیمان ارجاع بدهم و جادوگری که در ابتدای فیلم در میان ستاره پنج پر نشسته بود و مناسک شیطانی انجام می داد!
یا مثالی بهتر از آن "کاهنان معبد آمون" هستند که همواره یاران و رفیقان مورد اعتمادی برای ابلیس لعین بوده اند.آنان هزاران سال است که نسل اندر نسل و پشت اندر پشت خود را وقف خدمت به شیطان و برنامه هایش نموده اند.
عزیزان نباید این نکته مهم را فراموش کنید که محارم شیطان بلااستثناء از میان قوم یهودند!
اگر به اینجانب بگویند که بعضی از این محارم شیطان عمر هزارساله دارند و هم اینک نیز زنده اند،هرگز تعجب نخواهم کرد،چرا که هیچ بعید نیست که آنان نیز در شمار مهلت یافتگان باشند!

اربابان ثروت چه کسانی هستند؟

اینها احتمالاً همان کسانی هستند که در هرم ماسونی به شورای 13 یا 14 تاجدار معروفند.می توان گفت که تقریباً تمامی آنها از یهودیان اشکنازی(یهودیان شمال اروپا) هستند.

(نویسندگان وبسایت "حقیقت خاموش" در پست؛  
و اینک شیطانی ترین المپیک تاریخ -قسمت اول  
به معرفی کامل این 14 خاندان-که بنام ایلومناتی شناخته می شوند- پرداخته اند.)

می باید اذعان داشت که "اربابان ثروت" به شکل مستقیم یا غیر مستقیم بر 80 درصد از کل منابع و ثروتهای موجود در جهان تسلط دارند و همچنین باید اضافه کرد که پول و ثروت افسانه ای که در اختیار آنهاست در نتیجه نسخه ایست که ارباب ملعونشان ابلیس برای آنها نوشته است و به همین منظور آنها درحکم یک منبع مالی،همواره در اختیار اجرای برنامه ها و پروژه های شیطان هستند.
کافیست بدانید که؛
با کوچکترین حرکت دسته جمعی اما خیرخواهانه و بشر دوستانه توسط این 14 خاندان ارباب ثروت فقر،قحطی،بیماری،بیکاری،و ده ها معضل کوچک و بزرگ دیگر در سراسر جهان حل و فصل خواهد شد، اما هرگز! چون این ثروتیست که با کمک و راهنمائی اربابشان ابلیس بدست آمده است و می بایست تماماً درخدمت اهداف و پروژهای آن ملعون باشد نه در راه فعالیتهای خداپسندانه!!!

اربابان ذکاوت چه کسانی هستند؟

در هرم ماسونی از این گروه بعنوان اتاقهای فکر،ذکری به میان آمده است.اینها احتمالاً جریان خاصی از رده های بسیار بالای سازمان فراماسونری هستند که بعنوان مغز متفکر گروه شناخته می شوند.بار اصلی پروژه های شیطان بر دوش همین دسته افراد بوده است!آنها دستورات ابلیس را که توسط حلقه واسطه(محارم شیطان)به آنها رسانده می شده،آنالیز و پرداخت کرده و سپس دستورالعمل و چگونگی اجرای آنرا تهیه و تدوین می نمودند و نهایتاً با استفاده از منبع مالی(اربابان ثروت) و زور اربابان قدرت،آنها را به موقع اجرا می گذاشتند!
لازم به ذکر است که بدانیم دستورات و خواسته های ابلیس اکثراً خام و درحکم یک سری دستورات کلی بوده است،و پرداختن به ریزهکاریها و پخته کردن آن توسط همین قشر از ماسونها انجام می شده!
(فرضاً یکی از فرامین ابلیس به آنها این بوده است که؛ زن در آخرالزمان می بایست برهنه باشد!
اما اینکه چگونه و چطور این دستور شیطانی اجرا شد و زن آخرالزمان را برهنه نمودند،بر عهده ماسونها بوده است.)

ذکر مثال –
یادم می آید که شهداد روحانی در مصاحبه ای می گفت ؛
" قبل از کنسرت سال 1994 یانی در یونان،او روزی به نزد من آمد و یک سری کاغذ به دست من داده و گفت که می خواهم اینها را اجرا کنم! اما من 6 ماه شبانه روز وقت گذاشتم تا خواسته های یانی را به آنچیزی تبدیل کنم که شما در کنسرت آکروپولیس دیدید!"

آری عزیزانم!ماسونها ظرف این 100 سال اخیر مشقات بسیار زیادی را متحمل شده اند تا فرامین و دستورات کلی ابلیس ملعون را به آنچیزی تبدیل نمایند که شما امروزه بعنوان لجنزاری بنام "دنیا"می بینید و می شناسید!!!

اربابان قدرت چه کسانی هستند؟

اینها پست ترین موقعیت را در میان گروه شیطان و پیروانش دارند.آنها برای ابلیس و سایر اعضای گروه در حکم دستمال کاغذی و یا یک زن فاحشه هستند،که بواسطه آنها تنها رفع نیاز انجام می شود و در پایان تاریخ مصرفشان نیز سربه نیست شده و یا آنها را گوربه گور می کنند و نفرات جدیدی را جایگزین آنها می نمایند.آنها نوع ویژه ای از انسانهای قلدرماب و بی مغز هستند که عشق به زورگوئی و تسلط بر دیگران درون آنهارا انباشته کرده است،دیکتاتورهائی که علاقه عجیبی به کنترل مردم و حکومت برآنها را دارند.
آنها از شوق و عشق ریاست بر مردم،همانند رباتها بی چون و چرا دستورات بالاتر را اجرا می کنند.
ماسونها از همین ویژگی خاص این جماعت زورگو و احمق سود بردند و سالیان متمادی اداره امور مردم جهان را برعهده آنان گذاشتند.
عشق فرمانروائی آنان را چنان از خود بی خود کرده بود که برای ماندن در پشت سکان قدرت در طول تاریخ چه ها که بر سرتوده های مردم نیاوردند!

نام برخی از آنها را باهم بخوانیم؛
آدلف هیتلر،ژوزف استالین،مائوتسه تونگ،پینوشه،معمرقذافی،صدام حسین، رضاخان، آتاتورک،مبارک و الی آخر...

(توضیح بسیار ضروری در مورد چارت سازمانی شیطان-
می باید به این نکته بسیار مهم توجه داشته باشیم که از میان جبهه شیطان و پیروان تنها؛
  "محارم شیطان  - بخش خاصی از اربابان ثروت - درصد بسیار اندکی از اربابان ذکاوت"

از وجود شخص ابلیس در راس سازمان مطلع بودند.)


شیطان از این مثلث(اربابان ثروت – اربابان ذکاوت - اربابان قدرت)چگونه بازی گرفت؟

شما فرض کنید که یک شخص مکار و فریبکار بخواهد با سوءاستفاده از توانائیهای 3 نفر،یک آبادی را مطابق میل خودش بچرخاند.
به نظر شما او چه کار خواهد کرد؟
احتمالاً او از علاقه،اشتیاق و همچنین استعداد بالقوه هرکس در جهت پیش برد اهدافش سوءاستفاده خواهد کرد و هر جایگاهی را در اختیار شخص مناسب برای اشغال آن جایگاه خواهد گذاشت!

او ثروت را در اختیار "شخص طماع و پول دوست" ،
برنامه ریزی و راهبری را در اختیار "شخص باهوش و حرامزاده"،
و اجرا و کنترل را در اختیار "شخص قلدرماب و بی مغز"  قرارمی دهد!!!

و نتیجه این می شود که آن فرد شیاد و دغل باز،با درایت شخص باهوش و دارایی شخص ثروتمند و اعمال قدرت شخص زورگو،آن آبادی را مطابق میل خود و در راستای رسیدن به اهدافش اداره می کند.

آری عزیزان این حقیقت کاری بود که شیطان با دنیای مدرن انجام داد و بلائی بود که در طی یک قرن اخیر بر سر مردم این ولایت و آبادی(کره زمین)در آورد!

بدیهیست که شخص طماع و پول دوست غالباً دوست ندارد که بنشیند و برای عوام برنامه ریزی نموده و یا بایستد و برآنها ریاست کند،او فقط و فقط علاقمنداست تا پول جمع کند و سکه به روی سکه بگذارد!

شخص باهوش و حرامزاده نیز فقط علاقمندست تا بنشیند و برنامه ریزی کند.یک چنین انسانهایی نیز به نوعی از مادیات دنیا فارغند،آنها به کارهای بزرگتری می اندیشند و ثروت اندوزی و سرپرستی عوام عقده های فروخفته آنها را ارضا نمی کند،آنها بینهایت مایلند تا این عقده دانائی و شعور برتر را از این راه تخلیه نمایند ولو این راه،خدمت به شیطان باشد.این قشر خاص که حقیقتاً هم دارای یک نبوغ ذاتی بوده و از استعداد بیشتری نسبت به عوام برخوردارند تنها بدین سبب نبوغشان را در خدمت ابلیس قرارداده اند چون که آنها به معنی واقعی کلمه حرامزاده اند!!!

عاشق ریاست و فرمانروائی نیز هرگز دوست ندارد که بنشیند و برنامه ریزی نموده و مسئله حل کند - اگر هم علاقمند باشد توانایی و استعداد آنرا ندارد- او فقط دوست دارد که چوب دستش بگیرد و بالای سر مردم بایستد امرونهی کند و لذت ببرد.سرخوشی حاصل از این عیش برای چنین افرادی از لذت ثروت اندوزی نیز بیشتر است!

شخص طماع و پول دوست که کاملاً مشخص است چه کسی است!آیه نودوششم از سوره بقره در موردش می فرماید؛
"و بر همگان پیداست که یهود به زندگی دنیوی حریص تر از همه خلق است،حتی مشرکان،از این رو هر یهودی آرزوی هزارسال عمر می کند و اگر به آرزویش برسد،عمر هزارساله نیز او را از عذاب خدا نرهاند،و خدا به کردار ناپسند آنان آگاه است."

به همین دلیل مطابق با نسخه ای که شیطان نوشت،در برنامه آخرالزمانی او پوزیسیون ثروت در اختیار این جماعت حریص و پول پرست قرارگرفت و آنها شدند اربابان ثروت!در حدود کمتر از یک میلیون یهودی بین 80 تا 90 درصد از کل نقدینگی دنیا را در اختیار و کنترل مستقیم خود دارند!
اما یکی دیگر از ویژگیهایی که سبب شد تا شیطان ملعون این جماعت را بعنوان اربابان ثروت برگزیند،همانا خصلت بزدلی و ترسو بودن ایشان بود،وگرنه چه بسیار افراد و اقوامی که پول دوست و طماع هستند اما از دیدگاه ابلیس برای این جایگاه مناسب نبودند!این جماعت طماع و حریص آنچنان ترسو و بزدل است که دین و ایمان خود را و حتی ناموسش را در راه دنیا فدا می کند(بلانسبت کلیمیان حقیقی و پیروان واقعی حضرت موسی علیه السلام)
یهود منفعت طلب است،سرهرسفره ای می نشیند که چرب تر است.کلاً جهت او به همان سمتی است که باد منفعت بوزد!اگر منفعت بر سرسفره حق باشد،با خدا است و اگر سرسفره باطل باشد باشیطان است.او هیچ ابائی ندارد که برای پول سرسفره شیطان بنشیند.
در مثل است که می گویند؛
از یهود پرسیدند که در دعوای بین عرب و عجم حق باکیست؟
جواب داد؛حق با پول است!!!

شخص باهوش و منحرف نیز گروهی از ماسونها هستند که در رده های بالای سازمان فراماسونری قرارگرفته اند.

شخص قلدرماب و بی مغز هم که مثال همان دیکتاتورهائیست که در سطور قبلی عرض کردم.

(ثبت نظرات)