بسم الله الرحمن الرحیم 


اگرچه رویم خجل از دیدن روی توست
با این وجود آرزویم آرزوی ظهور توست

 

سخن اول)

چرا ما باید آرزومند ظهور حضرت ولی عصر علیه السلام باشیم و تعجیل،تسهیل و تسریع در امر فرج حضرتش را از خداوند متعال درخواست نمائیم!؟ 

امام صادق علیه السلام فرمودند:  
«فلما طال علی بنی اسرائیل العذاب ضجوا و بکوا الی الله اربعین صباحاً فاوحی الله الی موسی و هارون یخلصهم من فرعون فحطّ عنهم سبعین و مأه سنة، هکذا انتم لو فعلتم لفرج الله عنا، فاما اذ لم تکونو فان الامر ینتهی الی منتهاه»            
یعنی:  
«زمانیکه عذاب بنی اسرائیل طول کشید،آنان چهل صبح به درگاه خدا گریستند،ناله کردند و ضجه زدند. پس خداوند 170سال در فرج آنان تعجیل کرد و به موسی و هارون وحی نمود که آنان را از فرعون خلاصی بخشند.شما نیز اگر چنین کنید،خداوند فرج ما را می رساند و اگر مانند آنان نباشید،امر ظهور به انتهای زمان معین خود مو کول خواهد شد». (تفسیر عیاشی جلد 2 صفحه 154)

و اما شما خود به عینه شاهد بوده اید که ظرف این چند سال اخیر چه فتنه ها که به پا نشده و چه آشوب ها که صورت نگرفته است...شما خود دیده اید که این فتنه آخرالزمان را هرکجا که خاموش کرده اند درجای دیگری برافروخته شده،و از هرکجا که رانده اند از جای دیگری سربرآورده است؛  
در افغانستان مهارش می کنند سر از اوکراین در می آورد،در سوریه جلوی آنرا می گیرند به عراق می گریزد،یک روز مصر و تونس و لیبی و مغرب را آشفته می نماید،فردا روزی رفته و نوار غزه را به آشوب می کشد،روز دیگری سراز یمن در می آورد و و و...         
این فتنه آخرالزمان همچون گره کوریست که گشودنش از توان ما خارج است.گره ای که روز به روز نیز پیچیده تر خواهد شد و تا آنجا پیش خواهد رفت که نهایتاً بشریت در مقابل آن زانو زده و از پای درخواهد آمد!      
پس باید اذعان داشت که در شرایط موجود و با اوضاع فعلی حاکم برجامعه جهانی،کاملاً بدیهیست که اگر از جانب درگاه الهی در امر ظهور حضرت ولی عصر علیه السلام مساعدتی نشود و خدای نخواسته در این میان بداء حاصل گردد،بشریت تاوانی بس سهمگین خواهد پرداخت و از بابت این تاخیر،لطمات جبران ناپذیری خواهد دید!                   
پس الزاماً برای رهائی از این هزارتو و برای دفع این ابرفتنه نیاز به حضور مدبرانه منجی است که زیر نظر رهنمودهای حکیمانه الهی این قائله را رفع و رجوع نماید و این جامعه بحران زده و این کشتی آسیب دیده را از این دریای طوفانی به سلامت عبور داده و به ساحل نجات برساند انشاالله.  

سخن دوم)

نباید از ظهور حضرت ولی عصر علیه السلام احساس ترس و تعذب کرد!    

متاسفانه در سایه آموزه های غلط  -که آن نیز مسلماً از فتنه شیطان سرچشمه می گیرد - بسیاری از مردم می پندارند که با ظهور امام زمان علیه السلام آسایش و آرامش از آنان سلب خواهد شد و به مشقت و گرفتاری دچار خواهند گشت!!!        
مردم می بایست یقیین بدانند که ایشان نمی آیند مگر برای تسهیل در امور!  
امروزه مردم در همه جای دنیا از گرفتاری در امور شخصی گرفته تا تخریب محیط زیست،آثار زیانباری را دیده و لمس می کنند...سازمان ها و نهاد های جهانی در خصوص فجایع متعدد زیست محیطی و آثار بسیار زیانبار ناشی از گرم شدن زمین مرتباً بیانیه صادر کرده و هشدار می دهند درحالیکه از دست هیچکسی نیز کاری ساخته نیست!   
برای حل این مشکلات فردی و جمعی مسلماً نیاز به حضور کسی است که همگان به او اعتماد کنند و پایان دادن همیشگی به این دغدغه ها را به او بسپارند البته با همکاری،هماهنگی و کمک خودشان!     


در آیات پایانی سوره کهف اشاره شده؛
زمانیکه ذوالقرنین به مشرق زمین می رسد با گروهی از مردم ملاقات می کند درحالیکه  که آنها از شرارت یاغیانی با نام "یاجوج و ماجوج" به ستوه آمده اند...آنها به ذوالقرنین می گویند که اگر بتوانی ما را از شر این قوم راهزن و یاغی خلاص کنی ما به تو گنجهای فراوانی خواهیم داد...اما ذوالقرنین به آنها می گوید که من برای حل این مشکل به گنجهای شما احتیاجی ندارم بلکه همراهی و کمک خودتان را لازم دارم!!!

در واقع ذوالقرنین ایده و راه حل رهائی از مشکل را ارائه می کند و مردم آنرا اجرا می کنند و بدین ترتیب از شر فتنه "یاجوج و ماجوج"برای همیشه رهائی میآبند!   

مردم در همه جای دنیا باید بدانند که هم اکنون "یاجوج و ماجوج" به ما زده و رهائی از شرآنها ممکن نیست مگر درسایه ظهور ولی خدا و با هماهنگی و همکاری خود ما و این را نیز باید بدانند که آن عزیز به پول و سرمایه ما هیچ احتیاجی ندارد و خودش به تنهائی صاحب سرمایه خدادای فراوانیست.         

خوب به خاطر دارم که سالها قبل و زمانیکه بسیار جوان بودم با یکی از دوستان راجع به زمان ظهور حضرت بحث می کردیم...فضای بحث بسیار هیجانی شده بود و همچنان با شور و حرارت از زمان ظهور امام زمان می گفتیم...می گفتیم که اگر امام زمان بیاید چنین و چنان می کند این گنهکار را می گیرد،آن خلافکار را می کشد،آن دیگری را چوب ادب می زند،از تیغه شمشیرش خون میچکد،تا رکاب اسبش را خون می گیرد و و و...

همان شب در عالم رویا شنیدم که صدای با هیبتی،با لحنی آمرانه مرا مورد خطاب قرارداد که؛

"نه شمشیری از رو خواهم بست،و نه قطره ای خون ریخته خواهد شد!"


اما بازهم خاطره ای دیگر را تعریف می کنم که زبان حال جامعه جهانی ماست؛          
در همان ایام جوانی روزی به کوهستان رفته بودم و در هنگام بازگشت یکی از مسیر های فرعی و میانبر را به اشتباه رفتم...هوا گرگ و میش بود و من نیز با اطمینان خاطر از اینکه در مسیر صحیح قراردارم با سرعت حرکت می کردم تا پیش از تاریک شدن هوا خودم را به کوهپایه و آبادی برسانم...ناگهان احساس کردم که سایه ای در پشت سرم حرکت می کند!برگشتم و نگاه کردم دیدم جوانی همسن خودم سلام می کند...به او جواب گفتم و بلافاصله اضافه کردم که؛       
"رفیق! من محلی هستم و در یک مسیر فرعی حرکت می کنم مبادا به امید من حرکت کنی و از مسیر خودت باز بمانی!؟"       
چند لحظه ای مکث کرد و سپس گفت؛         
"جسارت نشود اما فکر می کنم شما در مسیر اشتباهی قراردارید و اگر ادامه بدهید گم خواهید شد...من از بالای یال شما را دیدم و حدس زدم که ممکن است به خاطر محدودیت دید در هنگام غروب مسیر را اشتباهی رفته باشید بنابراین با سرعت حرکت کردم و پس از حدود بیست دقیقه خودم را به شما رساندم تا جسارتاً این موضع را به شما تذکر بدهم البته اگر قصد خودکشی ندارید(البته این را به مزاح گفت چون آن زمان خودکشی  - خصوصاً عشاق شکست خورده - در کوهستان باب بود) !"      
هم عصبی شدم و هم خنده ام گرفته بود(متاسفانه بنا به دلایلی در آن زمان دچار عجب و غرور کاذب شده بودم)به او گفتم؛        
"بچه جان! من بیست سال است در این سلسله جبال کوه پیمائی می کنم و تمامی مسیر ها را یک به یک مثل کف دستم می شناسم آنوقت تو از بالای یال خودت را به من رسانده ای که مثلاً مرا به مسیر درست راهنمائی کنی و به خیال خودت مرا نجات دهی!؟"        
وقتی دید با عنصر کله شقی طرف است که به این راحتی ها زیر بار نمی رود،بلافاصله نقشه ای را از داخل کوله پشتی اش درآورد و گفت؛      
 "پس بیا تا با هم نگاهی به این نقشه بیاندازیم...اگر مسیر ها را خوب می شناسی پس باید بدانی که این قله سمت چپی فلان قله است و آنکه در قسمت شمالی قراردارد با توجه به لبه تیز آن فلان قله است و اینهم دره میانی است و آن قسمت هاشور خورده مسیر اصلی است و در این قسمت نیز دو مسیر فرعی و میانبر وجود دارد که مسیر پایین تر بن بست است و ما دقیقاً در همین مسیر قرارداریم!"         
چند لحظه با دقت نگاه کردم و بلافاصله متوجه اشتباهم شدم...او دقیقاً درست می گفت،من اشتباهاً در مسیر بن بست در حال حرکت بودم،مسیری که دقیقاً مشابه مسیر سمت راست خود بود اما انتهای آن به یک دیواره بلند و صعب العبور منتهی می شد...و چنانچه آن رفیق عزیز مرا ندیده بود و یااینکه بی تفاوت عبور کرده و مرا متوجه اشتباهم نکرده بود،مشخص نبود که آن شب سرد زمستانی و در برودت منفی بیست درجه،در آن کوهستان چه بر سرم می آمد!"

حتماً می دانید چه می خواهم بگویم!
حکایت این بنده حقیر و آن رفیق نجات بخش دقیقاً حکایت جامعه امروز جهانی و حضرت بقیة الله الاعظم است!

آیا آن رفیق گرامی در آن روز کذائی برای اینکه مرا از خطر مرگ نجات دهد با مشت و لگد به جانم افتاد و دست و پای مرا بست و مرا به زورسرنیزه از آن مسیر غلط بازگردانید!؟      
خیر!بلکه آن دوست بزرگوار ابتدا مرا تعقیب کرد و پس از اینکه مطمئن شد که مسیر را اشتباهی می روم خودش را به من رسانید و سپس با منطق و استدلال صحیح و در کمال آرامش مرا از خطر قریب الوقوعی که با آن روبرو بودم آگاه کرد و پس از آن نیز انتخاب را به عهده خودم گذاشت و بدیهی بود که من نیز پذیرفتم چون از جانم که سیر نبودم و قصد خودکشی نداشتم!؟ و اگرچه به علت همان غرور کاذب و بیجا اندکی معذب و سرخورده شدم اما در دلم خدای را شکر کردم که آن جوان را به دادم رسانید...

بزرگواران! درجامعه امروز جهانی کسانی که با ظهور امام عصر علیه السلام مخالفت کرده و در برابر آن موضع می گیرند،حقیقت موضوع را درک نکرده و ناآگاهند...یا اینکه دچار همان غرور کاذب هستند... و یااینکه واقعاً قصد خودکشی دارند!!!

در روایات آمده است که؛        
حضرت مهدی علیه السلام پس از ظهور با سفیانی ملاقات می کند و او را تشویق به توبه نموده و بسوی خدا دعوت می کند و منطق و کلام حضرت آنچنان تاثیرگذاراست که سفیانی می پذیرد!   
سفیانی زمانیکه از ملاقات با امام بازمی گردد یاران و نزدیکانش گرادگرد او را گرفته و از او می پرسند؛  
"ما صنعت یا سفیانی!؟" (یعنی ای سفیانی چه کردی!؟)      
سفیانی درپاسخ آنها می گوید؛         
"من در برابر منطق پولادین او هیچ نداشتم و اسلام وی را پذیرفتم"

(این درحالیست که باید بدانیم جنایات سفیانی به مراتب بیشتر از آنچیزی است که ما هم اینک از اصحاب داعش و گروه های وهابی و تکفیری مشاهد می کنیم!)

بازهم در پاره ای از این روایات اشاره شده است که؛   
سفیانی پس از پیمان شکنی،وقتی بدست یاران امام  عصر علیه السلام دستگیر شده و به نزد ایشان برده می شود،حضرت از اصحاب خود درباره او چاره جوئی می کند... اما اصحاب حضرت به ایشان می گویند؛    
بازهم می خواهی رهایش کنی تا پیمان شکنی نموده و فتنه برپا کند!؟         
سپس امام علیه السلام می فرمایند؛      
پس او را به خودتان واگذارش نمودم! (بدین مفهوم که حکم را خود شما در مورد او اجرا کنید)

این نمونه ای از برخورد حضرت علیه السلام با یک عنصر پلید و آلوده و جنایتکار است که در روایات بدان اشاره شده است،شخصیتی که درجات بسیار پایین تر از آنرا اگر بدست ما بسپارند بلادرنگ هلاکشان می کنیم اما  می بینیم که امام علیه السلام در مورد آنها رافت داشته و به هدایتشان امیدوار است!  
آیا از ظهور چنین امام و پیشوای بزرگی باید ترسید و یا احساس تعذب نمود!؟!؟!؟       

"آنکه با نمرود این احسان کند            ظلم کی با موسی عمران کند!؟"


سخن سوم)

شب آرزوها و آرزوی ظهور امام عصر علیه السلام!

ماه رجب ماه بسیار بزرگ و با فضیلتی است آنچنان که آنرا ماه خدا می خوانند...       
از ماه های چهارگانه قمری که به ماه های حرام موسوم هستند،سه ماه ذی القعدة الحرام،ذی الحجة الحرام و محرم الحرام اختصاصاً بواسطه انجام اعمال حج،جنگ در آنها حرام شده است اما چهارمین ماه که جنگ  در آن حرام است – شاید به احترام خود حضرت حقتعالی – همین ماه رجب است!

اولین شب جمعه ماه رجب "لیلة الرغائب" یا شب آرزوها نام دارد...می گویند هرکسی پنجشبه اول ماه رجب را روزه داری کند و سپس شامگاهان با خدا رازونیاز نماید،حضرت حقتعالی آرزویش را برآورده        می سازد.  

مرحوم حاج شیخ عباس قمی رحمة الله علیه در مورد "لیلة الرغائب" در کتاب مفاتیح الجنان اعمالی را نوشته است از جمله روزه پنجشنبه اول ماه را و سپس یک نماز با فضیلت که شامگاهان مابین مغرب و عشاء خوانده می شود.  

عزیزان! بیائید تا همه با هم تمامی آرزوهای خود را در آرزوی ظهور حضرت مهدی علیه السلام خلاصه کنیم و امسال در این شب خجسته ظهور حضرتش را یگانه آرزوی خویش قراردهیم چراکه اگر به مرحمت و لطف الهی این آرزوی جمعی ما برآورده گردد،انشاالله در سایه دولت آسمانی آن حضرت جمیع آرزوهای همه ما محقق خواهند شد.

پس اگر ظهور حضرتش را عاجلاً و به زودی زود می خواهیم و خدمتگزاری در دولت جهانی او را در همین ایام آرزو داریم،شاید آرزوی ظهور آن حضرت در این شب آرزوها – پنجشنبه 3 اردیبهشت – آخرین فرصت باشد. 

(ثبت نظرات)