بسم الله الرحمن الرحیم

"ضرورت پرداختن به موضوع شیطان"  
در حدود 4 سال قبل،زمانیکه اینجانب دست به قلم شدم و راجع به موضوع شیطان و مکرهای آخرالزمانیش اقدام به اطلاع رسانی نمودم،عده ای به ظاهر خیرخواه جلوی بنده را گرفتند و شروع به نصیحت کردند که؛    
ای آقا! چرا اینقدر شیطان،شیطان می کنی؟  
چرا اینقدر شیطان را بزرگش می کنی!؟        
چرا بحث شیطان را اینقدر جدی گرفته ای و آنرا بی دلیل تبدیل به یک موضوع حساس می کنی‼؟     
شیطان سگ کیست؟ شیطان و شیطانها خود ماهستیم‼!     
به جای اینکه یک گوشه بنشینی و یک دشمن فرضی برای خودت بتراشی و از شیطانی سخن برانی و راجع به آن قلم فرسائی کنی که اصلاً معلوم نیست چه کسی هست و کجاهست،در این داستانها و افسانه های خودت به جای واژه شیطان و ابلیس،از کلماتی نظیر: آمریکا،استکبارجهانی، صهیونیزم، اسرائیل و و و… استفاده کن و یقیین داشته باش که هم درمیان نویسندگان استکبارستیز مطرح خواهی شد و هم اینکه دیگران مطالبت را جدی می گیرند و نه در حکم افسانه و قصه و همچنین از سوی دیگر می توانی با خیال راحت و فراغت بال،مطالبت را منتشر کنی و یک دکان و بازاری نیز برای خود دست و پا کنی و از این فلاکت نجات پیدانمائی…و مطمئن باش که درآنصورت میتوانی کتابی،نشریه ای،مجله ای چاپ کنی و حق تحریری بگیری و از این دست حرفها و الی آخر ….  
بزرگواران! زمانیکه پیش از قیام 15 خرداد 42،امام خمینی را دستگیر نمودند به او گفتند که بالای منبر هرچه میخواهی بگوئی بگو فقط از این 3 مورد حرف نزن؛ آمریکا – اسرائیل - شاه!
امام هم پاسخ داده بود که موضوع همه صحبتهای  ما در بالای منبر همین 3 مورد است‼!     
عزیزان باید بدانید که هدف ما شخص شیطان است،نوبتی هم که باشد اینک دیگر نوبت خود ابلیس است و گرنه راجع به استکبارجهانی و ایادی وابسته اش افراد زیادی در طول این 35 سال انقلاب سخنرانی و مجاهدت کرده و قلم فرسائی نموده اند!

برادران شیر دل (The Brothers Lionheart) -     
خداوند رحمت کند خانم "آسترید لیندگرن" نویسنده شهیر سوئدی را که چه بصیرت آخرالزمانی داشت در زمان نوشتن کتاب "برادران شیر دل"!      
خلاصه این قصه آخرالزمانی چنین است؛       
"یوناتان" و برادر کوچکترش "اسکورپان" پس از مرگ،در سرزمینی افسانه ای بنام "کالمان یالا" که تحت فرمانروائی حاکمی ظالم بنام "تین گیل" است،یکدیگر را ملاقات می کنند…
آنها ابتدا به مردمان "دره شکوفه های گیلاس" می پیوندند که مدتهای زیادیست در انتظار آن دو برادر به سر می برند…
مردمان "دره شکوفه های گیلاس"،تنها جماعتی هستند که توانسته اند خود را از شر "تین گیل" و لشگریانش رها نموده و در مقابل آنان بایستند…اما سایر مردمان "کالمان یالا" و به خصوص مردم "دره شکوفه های گل سرخ" که محل اقامت "تین گیل" است،هنوز اسیر ظلم این ظالم ستمگر هستند!        
"تین گیل" و یارانش اگرچه بسیار اندک هستند،اما هیولائی دهشتناک بنام "کاتلا" را در اختیار دارند که درواقع اژدهائی آدمخوار و آتش افشان است…          
این هیولا که در غاری بنام "غارکاتلا" زندگی می کند،با شنیدن صدای "شیپور فرمان"که در اختیار"تین گیل" است از غار بیرون آمده و هرآنچه را که در مقابلش باشد نابود می کند…     
"یوناتان و اسکورپان" برای مردم "دره شکوفه های گیلاس" در حکم کلید پیروزی به شمار می روند،به همین دلیل پس از ملحق شدن این دو برادر به آنها،جنگ بر علیه "تین گیل" آغاز می شود…       
مردمان انقلابی "دره شکوفه های گیلاس" ابتدا "یوناتان" را به شکلی مخفیانه وارد منطقه "دره شکوفه های گل سرخ" می نمایند و پس از چندی "اسکورپان" نیز با دردسرهای فراوان خود را به برادرش می رساند….  
آنها به شکلی مخفیانه و دور از چشم ماموران "تین گیل"،مردم "دره شکوفه های گل سرخ" را بایکدیگر متحد کرده و آموزش می دهند و سپس به همراه لشگری از انقلابیون که از "دره شکوفه های گیلاس" به کمک آنها آمده بودند،جنگی علنی را در تپه های اطراف آن منطقه بر علیه "تین گیل" و یارانش برپا می نمایند…      
اما "تین گیل"در آغاز نبرد با استفاده از "کاتلا" بسیاری از آنها را میکشد تا اینکه "یوناتان" در یک فرصت مناسب "شیپور فرمان" را از دست او ربوده و سپس در آن دمیده و به هیولا اشاره می کند که "تین گیل"و همه یارانش را نابود کند…
با کشته شدن "تین گیل" و سپاهیانش همه مردم غریو شادی سرمی دهند و در حال جشن و پایکوبی هستند و پایان جنگ را به یکدیگر تبریک می گویند،اما "یوناتان"به تنهایی به دنبال "کاتلا" رهسپار "غار کاتلا" می شود تا او را نیز نابود نماید!          
مردم به او می گویند که ای یوناتان شیردل،کاتلا را رها کن تا همینجا کافیست!
اما او درپاسخ آنها می گوید که؛         
      ای دوستان من! مادامیکه "کاتلا" زنده است،کار ما به پایان نرسیده و جنگ هنوز تمام نشده است!    
و قصه تمام.   

عزیزان،سروران،بزرگواران و عالیجنابان!  
مادامیکه ابلیس هست،هریک از سرهای این اژدهای هزارسر را که قطع کنی،سر دیگری به جای آن خواهد روئید؛     
اسحق رابین برود،آریل شارون می آید،آریل شارون برود،ایهود باراک می آید،ایهود باراک برود،بنیامین ناتانیاهو می آید،ناتانیاهو برود سگ دیگری را به جای او می آورند…      
فاشیسم برود، صهیونیزم می آید       
فئودالیسم برود، امپریالیسم می آید    
مارکسیسم برود، کمونیسم می آید  و قص علی هذا. 
عزیزان! باید اصل قصه از میان برود تا بشریت به حقیقت آزادگی دست یابد وگرنه داستان این " ئیسم ها" و تقابلشان با یکدیگر تا ابد ادامه خواهد یافت!         
برای رهائی از شر این عفریت باید به اصل آن حمله کرد و این شجره منحوسه را از ریشه خشکانیدانشاالله.

 

در این قصه ؛   
مراد و مقصود از مردم "دره شکوفه های گیلاس"، مردم ایران زمین و سادات بنی اسماعیل هستند!
مراد و مقصود از مردم "دره شکوفه های گل سرخ"،عوام بنی اسرائیل هستند که در دست علمای فاسد و طاغوتیانشان گرفتار آمده اند!
مراد و مقصود از "یوناتان و اسکوربان"،منجی و عنصرآخرالزمانیست!    
مراد و مقصود از "تین گیل و یارانش"،صهیونیزم جهانی و سردمداران آنها می باشد!    
مراد و مقصود از "کاتلا"،شخص شیطان ملعون است!  
و نهایتاً مراد و مقصود از "غار کاتلا"،سردابها و تالارهای زیر بیت المقدس است که هم اینک ابلیس را در آنجا پناه داده اند!          

 

دشمن شناسی و شیطان! 
در خاطرم هست زمانی دیگر،گروهی دیگر از همین افراد به ظاهر خیرخواه - که به خیال باطل خویش تصور می کردند که ما از پشت نیمکت مدرسه آمده ایم و اینجا نشسته ایم - به ما نصیحت و اندرز می دادند که؛ 
پسرجان این سخنان چیست که می گوئی؟   
شیطان چیست؟ ابلیس چه کاره است؟        
برو و استغفار کن و از خداوند و مقام و قدرت او بنویس!
از کائنات و کیهان و عجایب خلقت بنویس…و از این دست فرمایشات!   
ماهم گفتیم؛ چشم‼!         
   
                "شیطان دشمن شماست،او را دشمن گیرید"قرآن کریم
               
آقای "شفیعی سروستانی" در شرح زیارت عاشورا عنوان می کرد که؛ 
ما در زیارت عاشورا 30 سلام داریم و 60 لعن! 
خب این به چه معناست!؟ این نکته چه پیامی را در بردارد!؟    
به اعتقاد این حقیر این نکته دربردارنده این پیام است که اهمیت شناخت دشمن بسیار بیشتر است!
یعنی شما 2 برابر آنچه که دوستانت را می شناسی باید دشمنانت را بشناسی‼      
بزرگواران! در مورد شیطان بعنوان اصلی ترین دشمن انسان هنوز حق مطلب ادا نشده!
 ما انسانهای آخرالزمان مدتهاست که بی خبر از همه چیز داریم به سروکله هم می کوبیم و از دشمن اصلی غافلیم!
یزیدلعنت الله علیه با آن همه خباثت و شرارتی که به خرج داد،در زیارت عاشورا در رده پنجم لعن است؛      
                                    "اللهم العن یزید خامسا…"           
بروید و ببینید که اولین نفر چه کسی است!؟  
بزرگواران،عزیزان،سروران و عالیجنابان!  
عمده ضرباتی که ما انسانها در طول قرنها خورده ایم بواسطه همین نکته بوده است که دشمن اصلی را نشناخته ایم و راه را بر او نبسته ایم،دشمنی که متاسفانه همگان می پنداریم افسانه و داستانی بیش نیست و حضور او را به شوخی و بازی و خنده گرفته ایم!
شما تا کنون هیچ با خود اندیشیده اید که چرا علی علیه السلام آنقدر صبر و بردباری به خرج داد و با دشمنانش مدارا کرد؟ و در مقابل بسیاری از ناجوانمردی ها در حالیکه می توانست عکس العمل و پاسخی کوبنده نشان دهد،سکوت می کرد؟   
برای اینکه او دشمن اصلی را در بالای دست تمامی این فتنه ها می دید!      
نقل است زمانیکه در جنگ جمل کار شدت گرفت حضرت علی علیه السلام به محمد حنفیه فرمود که؛
برو و عسگر(شتر عایشه یا همان شتر سرخ موی) را زمین گیر کن…محمد حنفیه رفت اما موفق نشد.سپس به امام حسن علیه السلام فرمود این کار انجام دهد.در حالیکه هفتاد نفر از شتر محافظت می کردند امام حسن علیه السلام  خود را به شتر رسانید و یک پای آنرا قطع کرد اما شتر همچنان روی سه پا ایستاده بود!         
حضرت علی علیه السلام به مالک اشتر فرمود؛    
ای مالک!برو و این شتر را بکش چون او یکی از شیاطین است و تا کشته نشود این فتنه نمی خوابد‼   
عزیزان! مادامیکه شیطان و فرزندانش زنده اند و زمام امور را دردست دارند فتنه در عالم پایان نخواهد پذیرفت!  
شیطان و فرزندا نش باید بازداشت شده و تحت الحفظ نگهداری شوند تا حضرات ولی الله الاعظم و عیسی مسیح علیهما السلام پس از اجلال نزول و تشریف فرمائی،تکلیف آنها را مشخص نمایند!         
بدیهیست در این برهه از زمان هرگونه همکاری و مساعدت با ابلیس و قوای شیطانی او،عواقب بسیار وخیمی  را برای کمک رسانندگان و یاری کنندگان به آنها در پی خواهد داشت!  
و اما تو ای "ابو حارث"؛
چنانچه از فتنه گری و شهرآشوبی دست نکشی و از سر راه کنار نروی،خدایتعالی را به مادر مقدس و به جده سادات قسم جلاله می دهیم و از او تقاضا می کنیم که از این لحظه تا زمان به درک واصل شدنت،تو و قبیله ات را آنچنان عذاب نماید که هیچ کسی را بروی زمین اینچنین عذاب نکرده باشد! آمین یا رب العالمین