بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

 

 

مقاله شرحی بر ایام مستعد ظهور امام زمان(ع) را در اینجا بخوانید؛     

 http://vtransit.persianblog.ir

 

مقدمه -       
زمانیکه در دهه اول ذی الحجة الحرام سال 1436 قمری - یعنی حدود 40 روز قبل - وقایع تلخ و ناگواری در حرم امن الهی به وقوع پیوست، بعضی از بازدیدکنندگان درخواست داشتند که در مورد این حوادث و وقایع مطالبی نوشته شود.اما چون توضیح اصل این وقایع و چرائی رخداد آنها می بایست با دقت نظر و حوصله بیان می گردید و به نوبه خود موردی زمان بر قلمداد می شد، لذا اینجانب چند سطری بعنوان کلیات در همان قسمت نظرات نوشتم و اصل مطلب را باقی نگه داشتم تا سرصبر و با حوصله طی مقاله ای مستقل تحت همین عنوان که ملاحضه می فرمائید، ارائه نمایم!

اصل خون –   
همانگونه که در سراسر مقالات بارها و بارها توضیح داده شده است؛  
عامل بقاء و پایداری ابلیس و طوایف وابسته به او از شیاطین جن، در گروی نابودی انسانهاست!        
همانگونه که ما انسانها هوائی را که تنفس می کنیم بعنوان اولین و اصلی ترین عامل زندگی و بقای ما برشمرده می شود، جان انسانها نیز بعنوان اولین و اصلی ترین عامل زندگی و بقای شیطان تلقی می گردد!      
(شما ببینید که امروزه اثر این موضوع و آگاهی نسبت به آن تا کجا پیش رفته که در سینمای هالیوود فیلمی مثل MAD MAX می سازند که در آن شیاطین علناً به انسانها می گویند "کیسه خون" یعنی عاملی برای حیات و زنده ماندن!)
این موضوع در واقع برای شیاطین بدین مفهوم بود که اگر آنها می توانستند به واسطه برپاسازی فتنه ها و آشوب هایی نظیر جنگها، حوادث و بلایای ظاهراً طبیعی و یا بیماریهای نوظهور قرن همانند آنفلونزا و ایدز، سبب ساز مرگ انسانها شده و آنها را از پای درآورند، بر مهلت حیاتشان افزوده می گردید...     
بنابراین رسالت اصلی شیاطین این بود که با طراحی فتنه هائی زیرکانه، عده ای انسان طماع و حریص را به امید دست یافتن به دانش و ثروت بیشتر، نسبت به کشتار همنوعان خود ترغیب و تطمیع نمایند. و این موضوع برای آنها بعنوان عاملی بنیادین و ریشه ای تلقی گردیده و علت اصلی پایداری و بقای آنها بود.

به همین علت چنانچه شخص یا اشخاصی از این جریان بوئی برده و به حقیقت این راز آگاه می شدند و درپی افشاگری برمی آمدند، شیاطین ریشه و بنیادش را بر می کندند و دودمانش را بر باد می دادند!            
در طی قرن بیستم که بعنوان فصل برداشت محصول برای ابلیس به حساب می آمد، آن ملعون شخصاً آرزو می کرد که هزاران هزار انسان  عابد و زاهد و عارف متولد شده و پا به عرصه وجود بگذارند اما یک نفر امثال امام خمینی، امام موسی صدر، مالکوم ایکس، استیفن نایت، جان اف کندی، ارنست چگوارا، آلبرتو دالاکیه سا، و و و ...امثالهم متولد نشوند!          
در قرن بیستم، خصوصاً مراحل پایانی آن که کار برای ابلیس بسیار سخت و حساس بود، وجود انسان زاهد،سالک و پارسا که کاری به کار نقشه های آخرالزمانی وی نداشت و سر به سر او نمی گذاشت و در اسرار و امور پنهانی او مداخله نمی کرد برای آن ملعون خالی از اشکال بود، شاید برایش فرصت عبادت و زمینه رشد و تعالی را نیز فراهم می کرد یا به قول رائفی پور حتی قیمه نذری هیئت او را هم می داد، اما اگر کسی بر می خواست و می گفت آمریکا شیطان بزرگ است، آنجا برای ابلیس و ایادیش یک گره کور و محل اشکال بود! ابلیس همواره از آنهائیکه به ریشه می زدند و پایه های ارکان سلطنتش را می لرزاندند واهمه داشت برای همین در ابتدائی ترین مراحل حرکت چنین افرادی آنها را از پای درآورده و نابود می کرد چراکه او یقین داشت انتهای حرکت این افراد، برای او پایان ناخوشایند همان داستان "جک و لوبیای سحرآمیز" است!!!

اما هنگامیکه به اذن خدایتعالی و نظر به لطف و مرحمتش، تصمیم براین شد که به این قائله خاتمه داده شود و مهلت شیاطین منقضی گردد، یک انقلاب فکری در میان مردم جهان ایجاد شد و اولاد آدم به این راز مخوف و حقیقت پنهان پی بردند که؛
کشتن یکدیگر در حقیقت بهای زنده ماندن دشمن آنها - شیطان رجیم - است!  

(ای برادر اگر دست به کشتن من برآوری من هرگز دست به کشتن تو نخواهم آلود چراکه از پروردگار عالمیان می ترسم. سوره مائده آیه 28 )

در راستای همین جهان آگاهی که با دعای آل الله – خصوصاً حضرت ختمی مرتبت صلوات الله علیه – و با تاییدات حضرت حقتعالی و اذن و اجازه او، به منظور نجات بشریت صورت گرفت، افشاگری های انقلابی فراوانی از سال 2000 میلادی به این سو انجام شد که از جمله آنها می توان به فیلم Apocalypto ، مجموعه مستند ظهور یا Arraivals ، و همچنین سایر مستندات، مصاحبه ها و مقالات روشنگرانه افرادی نظیر آلکس جونز و غیره اشاره کرد.  
در سایه این بیداری و جهان آگاهی متاثر از این افشاگری ها و همچنین به موازات آن جایگزین شدن دولت های صلح طلب و آشتی جو به جای دولت های جاهل و جنگ طلب، کار عوامل شهرآشوب، فتنه گر و آتش افروز ابلیس -که اکثریتشان از مغضوبین قوم یهود هستند- در جهت کشتار انسانها و تقدیم قربانی به اربابشان، بسیار سخت و دشوار شد!   
این جهان آگاهی کار را به آنجا رسانید که این فتنه گران که روزگارانی با برپائی یک قائله و آشوب در هرنقطه از جهان که اراده می کردند انبوهی از قربانیان را جارو کرده و تقدیم ابلیس می نمودند، ناگزیر شدند برای نجات جان اربابشان و بقای سلطنت او روی به خودزنی بیاورند؛     
آل یهود به جان غزه افتاد و آل سعود به جان یمن!

(یک سوال و یک پاسخ -       
شاید در اینجا این سوال مطرح گردد که اگر انسانها نباید کشته شوند، پس تکلیف جنایتکاران و آنها که به واسطه اعمال شرورانه مستحق مرگ هستند چه می شود!؟ 
در مقام پاسخ به این سوال باید گفت؛ 
کسانی که به واسطه ارتکاب جرائم و اعمال زشت به مرگ محکوم می گردند درواقع ارواح پلید و خبیثی هستند که ارواح آنها برای شیاطین درحکم هوای آلوده و مسموم است!!! 
اما شما می بینید که در جنگها، بلایای طبیعی و سایر فتنه ها انسانهایی کشته می شوند که اگرچه ممکن است که گناهکار باشند اما مستحق مرگ نیستند بنابراین خون آنها در حکم خون ناحق است، و درواقع همان گزینه مطلوب نظر ابلیس!)

از ظهور تا سقوط -   
همانگونه که در مقالات مکرراً اشاره کردم، دولت شیاطین و کابینه ابلیس به اعتبار خودشان تلویحاً در تاریخ 6 / 6 / 6 200 تشکیل گردید و 6 سال پس از آن یعنی در 6 ژوئن 2012 (روز ترانزیت) هم زمان با ورود ابلیس به زمین، پادشاهی ابلیس و دولت شیاطین با حمایت کارگزارانشان از مغضوبین جن و انس عملاً پاگرفت!
اما همانطور که سابقاً هم اشاره شده بود مطابق پیشگوئی های ادیان باستانی(راست یا دروغ آن برعهده خودشان)در آخرالزمان پادشاهی ابلیس و مدت دولت شیاطین پس از استقرار بر روی زمین،42 ماه(سه و نیم سال)خواهد بود و بدیهیست که در پایان این مهلت، دولت آنها منقضی شده و پایان خواهد یافت مگر اینکه رویدادی را سبب سازشوند که موجب تمدید مهلت آنها گردد!         
اما ما نیز اگر بخواهیم برای این پیشگوئی اعتباری قائل شویم باید بگوئیم که انشاالله و به یاری حضرت حقتعالی، دولت شیاطین می بایست در حدود 40 روز دیگر یعنی در اوایل ماه دسامبر 2015 خاتمه یافته و  منهل گردد!   
بنابراین قاعدتاً آنها نیز به شکلی طبیعی و غریزی درصدد این خواهند بود تا شاید بتوانند در پایان این مهلت دولت خود را تمدید نمایند!
اما اولین حرکت و یا درواقع حیاتی ترین اقدام آنها برای این احیاء، تامین عامل حیات بخش یا همان قتل نفس انسانهاست، آنهم به میزان کافی و لازم!       
اما همانگونه که در ابتدای این مقاله اشاره شد، به واسطه جهان آگاهی ایجاد شده، جامعه بشری دیگر حاضر نیست تا بیش از این برای بقای شیطان و طایفه اش قربانی دهد.پس تنها راهی که باقی مانده این است که ابلیس نزدیک ترین عوامل انسانی در ارتباط با خود را وادار به انجام این کار نماید.  

حرکت اهرمی یا اقدام سه گانه ابلیس -  
زمانیکه وزنه سنگینی را بخواهند حرکت دهند، یک واسطه همانند یک چوب یا یک میله را زیر آن اهرم می کنند تا حرکت دادنش امکان پذیر شود.به نظر می رسد که ابلیس ملعون، خون ذی الحجه را اهرم قرارداده است تا به واسطه آن خون عظیمی را جاری نموده و قربانی شگرفی از بشریت بگیرد.        

در یک مسابقه بسکتبال، اگر تیمی از حریف خود 3 امتیاز عقب باشد و تا انتهای بازی نیز 5 ثانیه بیشتر فرصت نباشد، بازیکنان آن تیم تنها کاری که برای به تساوی کشانیدن بازی می توانند انجام دهند این است که دست به یک ریسک ناگزیر و اجباری زده و از میانه زمین و یا دستکم از پشت منطقه ذوزنقه یک پرتاب سه امتیازی انجام دهند چرا که به غیر از این حالت در هروضعیت دیگری توپ وارد سبد هم که بشود بازهم پوئن آنها دو امتیازی خواهد بود، بنابراین در چنین شرایطی چه پرتاب سه امتیازی آنها گل بشود و چه گل نشود آنها قطعا این پرتاب را انجام خواهند داد!!!  
این وضعیت فعلی سپاه باطل و شیطان رجیم است.گویا آنها ریسک پرتاب سه امتیازی را پذیرفته اند چراکه برای تساوی هیچ راه دیگری به جز این ندارند!

خون ذی الحجه، دورخیز ابلیس! -   
اگر ابلیس ملعون را یک دونده پرش طول فرض کنیم، باید گفت که خون ذی الحجه در حکم دورخیز آن عنصر پلید برای یک پرش بلند است!   
ظاهراً این آخرین فرصتی است که او برای ابقاء خود و دولت شیطانی اش در اختیار دارد.آنگونه که از شواهد امر پیداست، ابلیس و پیروانش می خواهند یک حرکت اهرمی و سه گانه را انجام داده تا حداقل امتیاز لازم را برای ابقاء و تجدید دولت خویش کسب نمایند.     
آنها در حرکت اول خود در میدان انرژی یازده سپتامبر اشد کفر را به انجام رسانیدند و در ماه حرام و روی باحرمت ترین مکان زمین -مقام ابراهیمعلیه السلام- بزرگترین فعل حرام را انجام داده و خون بر زمین ریختند!      
(11 / 9  برای شیاطین میدان انرژی تلقی می گردد! همانگونه که برای ما ایام مقدسه و فرخنده ای وجود دارد مانند میلاد پیامبر و ائمه معصومین، دحوالارض، لیلة الرغائب، اعیاد فطر و قربان و غدیر، و غیره که به ایام الله موسوم هستند، برای شیاطین نیز ایام مقدسه ای وجود دارد که به ایام منحوسات موسوم اند! یازده سپامبر یکی از همین روزهاست.)

سپس این جسارت به آنها میدان داد تا در حرکت دوم پنج هزار نفر از حجاج بیت الله الحرام را قتل عام نمایند.هنگامیکه در موعد پایانی این مراسم، حجاج در حال عزیمت از صحرای عرفات به سمت منا بودند با درهای بسته مواجه شدند و بر اثر فشار جمعیت یا زیر دست و پا له شدند و یا دچار خفگی شدند.

بعضی گزارشات می گوید که طراحی این عملیات برای گرفتن قربانیان بسیار بسیار بیشتری بوده است اما به دلیل اینکه 28 نفر از ماموران حفاظتی و نگهبانان پشت این درها که آن شرایط  وخیم را با چشمان خود می بینند علی رغم سفارشات اکید که برای بسته نگه داشتن این درها تحت هرشرایطی، به آنها شده بود، این دروازه ها را گشوده و باعث می شوند که از فشار جمعیت کاسته شود و تلفات به حداقل میزان خودش برسد.درواقع جوانمردی این 28 تن، طرح عظیم قتل عام منا را ناکام گذاشت به همین علت این افراد تا کنون یا مخفیانه گردن زده شده اند و یا در انتظار اعدام به سرمی برند!   
به هر روی می توان گفت که در آن موقعیت زمانی و مکانی، جان هریک از آن پنج هزار تن قربانی برابر هزاران جان و یا بیشتر می ارزید!     
( به این دلیل که در آن مرحله از اعمال حج - 3روز توقف در منا و عرفات- بنا بر روایات تمامی گناهان انسان می ریزد و همانند این است که او همانند یک نوزاد معصوم تازه از مادر متولد شده باشد.)          
این زائران معصوم خانه خدا که مظلومانه به شهادت رسیدند، یک مجموعه بی نظیر از شهیدانی بودند که در مقدس ترین زمان و در مقدس ترین مکان به دست ابلیس ملعون و عوامل نابکارش قربانی شدند...آنها هم زائر خدا بودند و هم شاهد او...در میان آنها از هر ملیتی بود از اروپا، آسیا، آفریقا، اقیانوسیه، آمریکا...در میان آنها سیاه بود، سفید بود، زرد بود، سرخ بود...در بین آنها دکتر بود، مهندس بود، کارگر بود، معلم بود، قاری قرآن بود... و بسیاری از آنها با لب تشنه - همچون سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام - به شهادت رسیدند... پس از این حادثه با خود گفتم شاید این انبوه شهیدان تعبیر آخرالزمانی "و فدیناه بذبح عظیم" باشد. والله العالم ...بگذریم!

علی ایحال این 2 حادثه در حکم حرکت اول و حرکت دوم از اقدام سه گانه ابلیس است.به هر روی آن روباه مکار و آن پیر کفتار بدین نیرنگ علی الظاهر توانسته است که پتانسیل لازم را برای اقدام نهایی خود فراهم نماید!         
اما آنچه مهم است توجه به این موضوع است که چنانچه - خدای ناکرده و هفت قرآن در میان - آن ملعون اقدام نهایی را در این سه گانه به انجام برساند ضمن اینکه تلفات انسانی بسیار سهمگینی باقی می گذارد، موفق به تمدید مهلت خویش خواهد شد.اما اگر انشاالله تعالی و به نظرلطف و دست یاری حضرت حق، پروژه اش به شکست منجر شود، خون ذی الحجه گردن خودش را خواهد گرفت و سبب نابودی سلطنت او خواهد شد.    

اقدام نهائی -
زلزله 8 ریشتری هفته گذشته پاکستان به خوبی نشان داد که شیطان و پیروانش برای اجرای گام سوم و به انجام رسانیدن اقدام نهائی مصمم هستند.آنها در طی این عملیات مخصوصاً لایه های زیرین را هدف قرارداده اند(عمق 265 کیلومتری)تا بتوانند سطح اشغال بیشتری را مورد خسارت قراردهند.اما به نظر می رسد که آنها درطی این حمله نتوانستند گسل مورد نظر را تحریک نمایند. 
لازم به ذکر است که در این زلزله اگر رشته اصلی و مورد نظر آنها مورد اصابت امواج قرارمی گرفت و فعال می شد، از مرز نپال تا خلیج بنگال، تمامی شبه قاره هند را تحت تاثیر خود قرارمی داد و با توجه به تراکم و انبوه جمعیت منطقه معلوم نبود که چه تعداد تلفات روی دست بشر باقی می ماند!
اگر فکر می کنید که هذیان می گویم اقدام به یک آمارگیری ساده نمایید و ببینید که ظرف 40 روز گذشته در کشور خودمان چند نفر قربانی سکته مغزی شده اند!؟        
اگر از اطرافیان خودتان سوال کنید خانواده ای را پیدا نمی کنید که در میان دوستان،بستگان و آشنایانشان در طی 40 روز گذشته دستکم یک مورد عارضه مغزی دیده نشده باشد!!! 
در جامعه ورزشی کشور که در مقایسه با کل کشور یک جامعه بسیار کوچک و کم اهمیت به شمار می رود در طی 40 روز گذشته ما 2 مورد قربانی بر اثر مرگ مغزی داشته ایم(هادی نوروزی کاپیتان پرسپولیس – ریحانه بهشتی دونده خراسانی)که این خود گواه و دلیلی بر حقیقت این ماجراست.   
این سکته های مغزی نامتعارف که شاهد آن هستیم تماماً به علت آثار زیانبار همین امواج کوبشی است که با شتاب و نیروی فراوان توسط قوای شیطانی روی گسلهای مستعد تابیده می شود تا باعث تحریک آنها و ایجاد زلزله گردد.         
البته ایجاد زلزله و سونامی تنها یکی از گزینه های چندگانه شیاطین برای اقدام نهائی آنهاست!        
اینکه یک احمقی دکمه پرتاب یک موشک بالستیک را بفشارد، یا دیوانه دیگری اقدام به یک انفجار تروریستی اتمی در یک شهر پرجمعیت بنماید و یا ابله دیگری به قصد انتقام از همنوعان خود کمپلکسی از ویروس های مرگبار را از بانک ها و مخازن سری آزمایشگاه های ویروس شناسی سرقت کرده و در میان مردم منتشر نمایند جزو گزینه های دیگر است...   
دیگر الباقی بماند، بیش از این نمی خواهم ترس و وحشت و هول و اضطراب به شما تزریق نمایم بلکه فقط و فقط هدفم از بیان این مطالب ارائه یک آگاهی و هشیاری جمعی است...   
شیاطین و کارگزاران ابلیس از وقتیکه سرجریان "فاجعه خلیج بنگال و سونامی اقیانوس هند" در سال 2012 ، عملیاتشان لو رفت، بسیار بسیار محتاط شده اند و از انتشار هرگونه رمز و علامتی به شدت خودداری و پرهیز می کنند بنابراین بسیار دشوار است که بخواهیم بگوئیم آنها کدام گزینه و کدام منطقه جغرافیائی را برای انجام عملیات اقدام نهائی در نظر گرفته اند، اما دستکم آنچه بدیهیست زمان عملیات است! 
به جرات می گویم که این 40 روزی که در پیش روست، هرساعت و دقیقه و ثانیه اش در زمره خطرناک ترین اوقات برای بنی آدم از شر فتنه ابلیس و یارانش در طی این قرن می باشد!       
همچنین فراموش نکنیم که ماه صفر و ماه نوامبر که تقریباً با هم مقارن شده است از ایام نحس و شوم است و بدیهیست آنچه برای انسان نحس و شوم است برای ابلیس ملعون خجسته و صاحب شگون است!   

کلام پایانی -  
یا شَدیدَ الْقُوی‏ وَیا شَدیدَ الْمِحالِ یا عَزیزُ یا عَزیزُ یا عَزیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنی‏ شَرَّ خَلْقِکَ یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی‏ کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ وَصَلَّی اللَّهُ عَلی‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ‏ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ!       

بار پروردگارا! یا الله! سخن آخر این مقاله و فراز پایانی آن صحبتی است از جانب این بنده شرمسار و این عنصر روسیاه و خطاکار، رو به سوی تو خداوند خطاپوش و آمرزنده و بسیار مهربان.  

خداوندا! یا الله! این غبار بی مقدار و این بنده حقیرفقیر رو به جانب تو نموده و درحالیکه در یک دستش گوسپندی است و در دست دیگرش کد فاینال، از تو ملتمسانه درخواست می کند که به تضرع و ندبه و زاری و ناله همه التماس کنندگان به درگاهت و آمین همه آمین گویان، این اقدام نهائی ابلیس لعین و سپاه باطل را در قتل عام و قربانی نمودن انسانها ناکام بگذاری و شعله فتنه ایشان را برای همیشه خاموش نمائی و خون شهدای ذی الحجه را همچون 2 تیر سیمین و زرین بر قلب و حلق آن ملعون خبیث فروکوبی و جان پلیدش را به دستان پرقوت ملک مرگ بستانی و ارکان سلطنتش را ویران نموده و سایه شوم او و قبیله اش را برای همیشه از سراولاد آدم کوتاه بنمائی.     

بارالها! یا الله! به همین مختصر اکتفا می کنم و سخن به درازا نمی برم، و در خلوت خویش امیدوارانه تنها به این نکته می اندیشم که خداوندی که هرگز وعده خود خلاف نمی کند فرموده است:   

ونرید أن نمن على الذین استضعفوا فی الأرض ونجعلهم أئمة ونجعلهم الوارثین

(ثبت نظرات)