بسم الله الرحمن الرحیم

اما سوال دیگری که در اینجا مطرح می شود بدین ترتیب است؛  
آیا دلایلی هست که وجود عالم ذر را تایید نموده و یا اینکه اثبات نماید که آنجا همان جهان نوسانات کوانتمی بوده است‼؟  
حتماً تابه حال برای شما هم پیش آمده است که لحظاتی را در زندگی خود تجربه کرده باشید که گویا قبلاً آنها را دیده اید،و آن صحنه ها،اتفاقات و یا اشخاص به نظرتان آشنا می آیند آنچنان که به نظر شبیه سازی شده و یا تکرار یک رویداد پیشین هستند که گویا سابقاً و در زمان دیگری نیز رخ داده اند!
"علی مصفا" در سکانسی از فیلم "پله آخر" چنین موضوعی را به خوبی به تصویر می کشد.  
 در این سکانس برای یکی از افراد حاضر شرایط آنچنان آشنا و مانوس است که او حتی اتفاقات لحظات بعد را نیز برای دوست خودش پیش بینی می کند‼!   
خب به نظر شما چنین آگاهی و شناختی از کجا می تواند سرچشمه گرفته باشد!؟   
به باور و اعتقاد بنده،این نوع شناخت و آگاهی در مورد اتفاقات و رخدادهای به نظرآشنا و تکرار شونده، ریشه در همان مبادلات مقداری ثبت شده مابین ذرات بنیادی در جهان کوانتمی دارد!  
در واقع این لحظات به نظرآشنا،بخشی از عملکرد ما در عالم ذر بوده که هم اینک صورت کلاسیکی به خود گرفته است!         
اما ممکن است بپرسیم که؛
چرا چنین وضعیتی تنها برای برخی از رخدادها مصداق دارد و چرا ما همه آنچه را که درگذشته ما و در عالم قبل اتفاق افتاده است را بیاد نمی آوریم؟ 
و یا - طبق آیه 172 سوره اعراف - چرا ما انسانها  زمانی را که خدا از ما پیمان گرفته است را بیاد نمی آوریم!؟       
این سوالها را در همین جا نگهدارید تا انشاالله پاسخ آنها را در قسمتهای بعدی بدهیم.

"Quantum Order"    
الگوهای تکرارشونده یا الگوهای کوانتمی!     

توضیح- در این مقاله "الگوهای کوانتمی" و "دستورات کوانتمی" به یک معنی است.

شد مبدل آب این جو چندبار                عکس ماه و عکس اختر برقرار
قرنها بگذشت و این قرن نو ایست       ماه آن ماه است و آب آن آب نیست

بزرگان  می گویند؛     
تاریخ تکرار گذشته است!       
اما این حقیر معتقدم که این تاریخ نیست که تکرارگذشته است،بلکه این آینده است که تکرارگذشته است!    
آری عزیزان!  "آینده تکرار گذشته است."        
اما چرا؟         
در مقام پاسخ می باید گفت؛ به دلیل وجود "الگوهای کوانتمی تکرار شونده"   
چیزی که ما در این مقاله الگوی کوانتمی یا Quantum Order نامیده ایم درواقع اثر همان تراکنشهای تثبیت شده اولیه در مرتبه کوانتمی است.  
در حقیقت اولین مبادلات مقداری فی مابین ذرات درعالم کوانتمی همانند الگوها و دستورالعملهائی بنیادین تثبیت گردیدند که جهان فعلی ما یا همین جهان کلاسیکی، متاثر از آنها مرتباً در حال تکرار است!
درواقع این تراکنشهای خواسته و ناخواسته فیزیکی بین ذرات بنیادی درجهان کوانتمی، تبدیل به یک سری الگوهای پیش فرض گردیدند که در حکم دستوراتی برای پیش برد عالم کلاسیکی شناخته می شوند!
برای همین ما در نهایت شگفتی می بینیم که عالم در هرمرحله ای همان رسم الخط قدیمی و کهن را می پیماید اما با ظاهری رنگ و لعاب شده و جدیدتر!     
بیان یک مثال - 
شاید بهترین مثالی که بتوان برای این موضوع ذکر کرد،همان "اصل وراثت" باشد!        
فرضاً ممکن است یک بچه بی آنکه حتی روحش هم خبرداشته باشد،رفتارهائی را انجام دهد که پدر،پدربزرگ و جدش نیز آنها را انجام می داده اند،و این نیست مگر به دلیل پیروی از یک الگوی خاص وراثتی که در میان آن خانواده نهادینه شده،اما سرچشمه و اصل آن الگوی رفتاری به جائی برمی گردد که یکی از اجداد آن طایفه برای نخستین بار آنرا انجام داده است و آن رفتار بعنوان یک الگو تثبیت گردیده و سپس به نسلهای بعدی او نیز انتقال یافته است.       

بسیاری از توانائیها در حوزه پیشگوئی و آینده نگری درحقیقت از همین مساله سرچشمه می گیرد،در واقع پیشگویان و طالع بینان حرفه ای با قالب اصلی بسیاری از همین الگوهای کوانتمی تکرارشونده و حتی شاخه های فرعی این الگوهای اصلی، آشنائی دارند!        
یکی از دلایل اصلی برتری قوم یهود به دلیل آگاهی از همین الگوهای کوانتمی است که توان پیش بینی آنها را به شکل اعجاب آوری افزایش می دهد.این قوم غضب شده بواسطه این نوع آگاهی حتی تصمیم براین داشتند تا در تولد پیامبر اسلامصلی الله و علیه وآله نیز مداخله کنند! 
آنها با آگاهی از ریشه و منشاء انتقال نصب،که جناب عبدالله بن عبدالمطب بود سعی بر این داشتند تا با به کار بستن خدعه ها و نیرنگهائی نطفه را به رحم یک زن یهودیه(بنی اسرائیلی) منتقل نمایند یا اینکه ایشان را به شهادت رسانیده و از تولد پیامبر اسلام جلوگیری بعمل آورند،اما یدالله فوق ایدیهم!   
حتی درخصوص آگاهی یهود از الگوهای پیش فرض،شخصاً گاهی اوقات اشاره هائی را به زبان رمز و کد در میان فیلمهای آخرالزمانی هالیوود(خصوصاًفیلمهائی که کارگردانهای آنها یهودی اند یا از مشاوران و فیلمنامه نویسان یهودی خط می گیرند)می بینم که بسیار برایم جالب و تامل برانگیز است!       
حتی آیات قرآن نیز اشاره می کند که یهود نوعی آگاهی در اختیار دارد که آنرا از دیگران پنهان می کند!
بقره – 174) آنان که کتابی را که خدا نازل کرده است پنهان می دارند…        
بقره – 78) برخی از ایشان بیسوادانی هستند که نمی دانند در آن کتاب چیست…    


"
Data Extraction"   
خارج کردن اطلاعات!

اما همانطور که در بالا گفتم ممکن است سوالاتی از این دست مطرح شود که؛        
چرا چنین وضعیتی تنها برای برخی از رخدادها مصداق دارد و چرا ما همه آنچه را که درگذشته ما و در عالم قبل اتفاق افتاده است را بیاد نمی آوریم؟        
و یا - طبق آیه 172 سوره اعراف - چرا ما انسانها  زمانی را که خدا از ما پیمان گرفته است را بیاد نمی آوریم!؟                      
پاسخ می تواند به 2 علت باشد؛       
دلیل اول .چون طبیعتاً وقتی هیچ انسانی قادر نیست خاطرات جنینی داخل رحم مادر خویش را بیاد بیاورد،پس نمی باید انتظار داشت که ما قادر باشیم تا خاطرات کوانتمی مربوط به عالم ذر را بیاد بیاوریم!
امام رضاعلیه السلام می فرماید؛  
اگر انسان لحظه تولد خویش را فراموش نمی کرد،مادامیکه زنده بود پیوسته در رنج و عذاب بود!
پس در واقع می توان گفت که فرآیند انتقال یک پروسه بسیار عذاب آور است،چه این انتقال از رحم به خارج رحم باشد و چه این انتقال از مرحله کوانتمی(جهان پیش آفرینش یا همان عالم ذر) به مرحله کلاسیکی(عالم کنونی) باشد.         
و چون این فرآیند انتقال یک پروسه بسیار عذاب آور است،خدایتعالی فراموشی را بعنوان موهبتی به بندگانش عرضه می دارد تا آن خاطرات توام با درد و رنج  را از یاد ببرند؛ خاطراتی عذاب آور مربوط به فرآیند مرگ،فرآیندتولد و یا فرآیند انتقال از جهان کوانتمی به جهان کلاسیکی.    
 پس طبیعتاً وقتی خلایق بواسطه این موهبت الهی،خاطرات تلخ و زجرآور لحظات انتقال را فراموش می کنند،سایر خاطرات خود را نیز به همراه آن از یاد می برند و درواقع حافظه مربوط به مرحله قبل خود را به کل از دست می دهند!  
Dark Ages،"عصر تاریکی" یا وادی فرا موشی‼؟                  
 به نظر می رسد که نوعی پاکسازی کامل حافظه در مورد ذرات بنیادی وجود داشته است.    
سالهای تاریک یا همان Dark Ages که یک دوره 400 میلیون ساله است،خود می تواند گواهی براین مدعا باشد.       
همانطور که قبلاً هم گفته شد؛
پس از افول درخشش ثانویه که در حدود 400 هزارسال در فضا باقی بوده است،جهان کوانتمی پا به عرصه تاریکی و ظلمات می گذارد که در حدود 400 میلیون سال به طول می انجامد.  
دقیقاً مشخص نیست که در این سالهای تاریکی چه برسر عالم وجود آمده است!      
اما به نظر می رسد که این عصر تاریکی مربوط به پاکسازی حافظه ذرات بنیادی بوده است تا آنچه را که این بی نهایت ذرات اولیه در 30 دقیقه نخستین عالم بر سرخود آورده بودند،از خاطرشان محو شود و هرآنچه که دیده بودند از یاد ببرند!     
چرا که اگر حافظه این ذرات ازلی از اثر کوانتمی وقایع رخ داده در مرحله نوسانات،پاک نمی شد بعدها و درجریان شکل گیری جهان کلاسیکی سبب بروز اشکالاتی می گردید.       
 درحقیقت حفظ آگاهی برای این ذرات سبب می گردید تا آنها به شکلی ناخواسته به ذراتی دردسرآفرین تبدیل شده و متعاقباً در روند تکامل عالم هستی تداخل ایجاد نمایند. 
بنابراین می توان گفت که جمیع ذرات عالم برمبنای الگوهای نخستین که خود تعیین کرده بودند حرکت نموده و رفتار می نمایند،اما چیزی از گذشته بیاد نمی آورند!                  
اگر این نظریه مورد تایید قرار بگیرد،مبحث عدل الهی را نیز می تواند به خوبی توضیح داده و از آن دفاع نماید،چرا که برمبنای این نظریه درواقع آنچه که هم اکنون ما بدان دچاریم درنتیجه انتخاب های قبلی و عملکرد گذشته خود ما بوده است!   
لیلة القدر،شبی برای درخواست تغییر و تبدیل!  
البته از سخن فوق نباید برداشت جبرگرایانه نمود چرا که این جهان یا همان عالم وسطی،محلی برای تغییر و تبدیل است.در حقیقت می توان گفت اختیاری که خداوند عالمیان در این جهان میانه به ما داده است بمنظور اطلاح عملکرد نادرست ما در عالم پیشین - جهان کوانتمی - و درنتیجه ساختن عالم واپسین – جهان آخرت - می باشد.                  
عالم نخستین یا همان جهان کوانتمی صرفاً محلی برای الگو سازی بوده است که امکان تغییر و تبدیل درآنجا وجود نداشته…         
عالم آخرت هم به همین ترتیب،آنجا محل داوریست و بعبارتی روز تصحیح برگه های امتحانیست،در آنجا نیز اعمال تغییر ممکن نیست…
در میان عوالم ثلاثه،تنها جائیکه اعمال تغییر ممکن است همین عالم وسطی یا جهان کلاسیکی است.این جهان مادی محل اصلاح و تغییر است.کافیست که سطح شعور و آگاهی انسان به درجه ای برسد که پی ببرد الگوهائی که درجهان کوانتمی ساخته و یاانتخاب کرده،الگوهای غلطی بوده است!  
 و زمانیکه آدمی به چنین آگاهی دست یافت و برایش محرز شد که انتخابهای غلطی در جهان کوانتمی داشته است و الگوهای نادرستی را بنیاد کرده،کافیست تا از خداوند متعال که همه چیز تحت سلطه و اختیار اوست درخواست نماید تا عملکرد عالم گذشته اش را اصلاح کند تا به تبع آن،این جهان و همچنین آخرتش نیز اصلاح شود…همه چیز فقط و فقط به خواست خود بشر بستگی دارد!        
پروردگار عزیز که ملکوت عالم(و نسخه های کوانتمی اعمال ما) در اختیار اوست، کافیست تا عملکرد ما را در این نسخه های نخستین اصلاح کند،بلافاصله همه چیز در این جهان کلاسیکی اصلاح خواهد شد!
در این موضع بلاتشبیه و معاذالله خداوند متعال مانند کسی است که پشت فرمان ماشین نشسته و یا درحکم اپراتور سرور اصلی یک سیستم است،هر تغییری را که اعمال کند در کل سیستم اجرا می شود…
انما امره اذا اراد شیئاً ان یقول له کن فیکون،فسبحان الذی بیده ملکوت کل شیء و الیه ترجعون
یکی از ادعیه مخصوص لیالی قدر دقیقاً مؤید همین نکته است،همان دعا که می فرماید؛
اللهم امدد لی فی عمری، وأوسع لی فی رزقی، وأصح لی جسمی، وبلغنی أملی، وإن کنت من الأشقیاء فامحنی من الأشقیاء، واکتبنی من السعداء، فإنک قلت فی کتابک المنـزل على نبیک المرسل صلواتک علیه وآله،یَمْحُو الله ما یَشَاء وَیُثَبِّت وَعِنْدَه أمّ الکِتَاب.        
خدیا عمرم را طولانی گردان…  
و روزیم را وسعت بده…
و تنم را سالم گردان… 
و مرا به آرزویم برسان…
و اگر نام من در دفتر اشقیا ثبت است آنرا از دفتر اشقیا پاک بگردان و ثبت بفرمای نام مرا در دفتر سعادتمندان زیرا تو خود در کتابی که بر پیامبرت نازل کردی فرموده ای که خدا هرچه را که بخواهد محو میکند و ثابت می دارد و اصل کتاب که همان لوح محفوظ است در دست اوست.    
پس بیائیم ماهم در این لیالی قدر که در پیش روی ماست دست به دعا برداشته و همه باهم بگوئیم؛
بارالها! ما در عالم قبل بانگ دعوت و فراخوان تو به صبر و درنگ را نشنیدیم و همگی مان به سبب تعجیل و شتابی بیهود و برای هیچ،انتخاب های غلطی داشته ایم و نمود آن این مصیبتی است که هم اینک برسر همه ما انسانها آمده است.پس از تو عاجزانه درخواست می کنیم که آن اشتباهات گذشته ما را که در سابقه ازلی ما ثبت شده اصلاح بفرمائی تا درنتیجه این مرحمت تو امور این جهان و عالم فعلی ما نیز اصلاح شود،و از تو درخواست داریم که معلم و رهنمای ما را هرچه زودتر بازگردانی تا در این امر مهم یاور و یاریگرمان باشد.

(ثبت نظرات)