بسم الله الرحمن الرحیم

"شیطان و الگوی جامع دین ستیزی" (2)      
همانطور که گفتیم ابلیس ملعون برای دین ستیزی دستورالعملی جامع دارد که در سه مرحله آنرا به اجرا درمی آورد؛  
1.در مرحله اول با ایجاد بیزاری و انزجار،مردم را از دین متنفر می کند(بوی اسلام و عطر کافور!) 

*2.در مرحله دوم ترفندی به کار می بندد تا اکثرمردم از دستورات دین چیزی نفهمند و حقیقت آنرا درک نکنند و آنچه که از دین می بینند دافع باشد نه جاذب(ماتریس رافائل! The Rafael Martix)        

3.در مرحله سوم کسب شهرت جهانی و رسیدن به جایزه و پاداش را در ناقص و ناقض جلوه دادن اسلام و سایر ادیان الهی و تحقیر آنها قرارمیدهد.(داروینیسم – فرویدیسم – خودآفرینی هستی!)   

ما در این پست به شرح و توضیح "مرحله دوم" از این الگو می پردازیم؛

1. مرحله دوم؛ (ماتریس رافائل – The Rafael Matrix)   

زمانی از بنده زیاد سوال می شد که ؛ 
چرا ظاهرا اینطور به نظر می آید که برخی از ما از گردن نهادن به فرامین الهی و دستورات دین مبین اسلام معذب می شویم؟
دلیل اول – برای اینکه انسان ذاتاً میل به بی نظمی دارد ولی ادیان الهی و قوانین آن انسان را بسوی رعایت نوعی نظم و انظباط دعوت می نمایند!       
دلیل دوم – بواسطه وجود "ماتریس رافائل" !   
بزرگواران! "ماتریس رافائل" یک ترفند بسیار زیرکانه و حقه ای کاملاً شیطانیست که توسط خود ابلیس ملعون طراحی شده است! 
مبنای عملکرد "ماتریس رافائل" بدین ترتیب است که آنها ساختار نامتعارفی را تدریجاً در درون ساختار اصلی محاط می کنند که دستورات اصلی و کلیدی سیستم را نمی شناسد و با آنها بیگانه است!    

یادم می آید چندین سال قبل یکی دو روزی به سفر رفته بودم…زمانیکه برگشتم هرچه سعی کردم درب منزل باز نمی شد…کلید همان کلید بود قفل منزل هم همان قفل بود و دست نخورده بود اما درب بازنمی شد!   
 با عیالم تماس گرفتم و علت را جویا شدم؟    
او پاسخ داد؛   
روز گذشته بچه ها کلید را روی در جاگذاشته بودند منم برای احتیاط رفتم و کلید ساز آوردم و توپی(یا مغزی)قفل را عوض کردم!  
 بزرگواران! این مثال شبیه ترین توضیح برای اساس کارکرد "ماتریس رافائل" است!
کلید همان کلید است قفل نیز همان قفل است و از بیرون که نگاه می کنی همه چیز دست نخورده است و تغییری مشاهده نمی شود اما درب باز نمی شود!     
برای اینکه جائی اعمال تغییرات صورت گرفته که شما نمی توانید آنرا ببینید و یا اینکه تغییر تدریجی صورت پذیرفته و شما متوجه آن نشده اید‼‼!         
بنابرین بر مبنای "ماتریس رافائل" بنده و امثالهم که می خواهیم دستورات دینی را اجرا کرده و حدود و صغور الهی را مراعات نمائیم احساس تعذب نموده و دچار دوگانگی و تعارض می شویم!       
و درواقع این احساس تعذب ما بدین علت نیست که معاذالله دستورات الهی غلط و نادرست هستند یا اینکه ما انسانهائی سرسخت و ستیزه جو هستیم،نه،بلکه علت در این است که ساختار اصلی تغییر یافته است!

رفیقی داشتیم که سالها دربند اسارت رژیم بعث عراق بود…از آنجائیکه فردی بسیار سرسخت بود حتی نامش را نیز در لیست صلیب سرخ رد نکرده بودند و هربلائی که می خواستند در آن سالهای اسارت برسرش آورده بودند…از نظر آنها او عملاً یک فرد مرده به حساب می آمد و حقیقتاً نیز از شدت فشار و شکنجه ای که تحمل کرده بود زمانیکه آزاد شد همانند یک مرده متحرک بود!  
علی ایحال،یادم هست که تا مدتها پس از آزادی،هرچه به این بنده خدا می خوراندند معده اش قبول نمی کرد و بالا می آورد…بهترین اطعمه و اشربه برای او مهیا می کردند از کباب های بریانی،مرغ،ماهیچه و هرآنچه تصورش را بکنید،اما او یک لقمه هم نمی توانست بخورد‼       
آیا به نظر شما کباب بریان تهیه شده از گوشت درجه یک گوسفندی یا بره خوراک بدیست!؟   
آیا چلو ماهیچه،جوجه کباب،خوراک زبان،ماهی،میگو،خاویار،گوشت کبک و تیهو و بوقلمون غذاهای بدی هستند!؟       
پس چرا معده این دوست آزاده ما در آن زمان نمی توانست این خوراکهای لذیذ را قبول کند‼؟  
پاسخ بسیار واضح است؛       
برای اینکه او در درون زنداهائی اسیر بود که هرگز چنین غذاهای لذیذی درآنجا وجود نداشت و قوت لایموتی از غذاهای گند و فاسد و پس مانده به او خورانده بودند !

حکایت این دوست ما حکایت بشرآخرالزمان،و زندانهای رژیم بعثی مثال دنیای امروز و غذاهای لذیذ حکایت دستورات دین است! 
اگر شما می بینید که گردن نهادن به فرامین الهی ما را به رنج و عذاب می افکند برای این است که این دستورات با الگو و ساختار موجود هماهنگی ندارند…      
از میان این فرامین الهی و دستورات دینی،حجاب را برایتان مثال می زنم؛       
فرضاً رعایت حجاب بسیار خوب است و شما را هرگز معذب نخواهد کرد به شرطی که شما در شرایط ساختار متعارف سیستم قرارداشته باشید و نه درشرایط "ماتریس رافائل"!      
ساختار نامتعارف فعلی در عرصه جهانی که برمبنای یک "ماتریس رافائل" طراحی شده است دستور حجاب را نمی شناسد بنابرین حجاب در نظر مردم جهان عذاب آور و تمسخرآمیز جلوه می کند.
خاطرم هست که بزرگی می گفت؛    
"اگر دستور حجاب محدودیت بود و پوششی عذاب آور هیچگاه آنرا به زور سرنیزه از سرزنان برنمی داشتند!"        
یکی از اساسی ترین و کلیدی ترین موضوعات ادیان همین بحث رعایت پوشش و حجاب است،تا آنجائیکه در کتاب آسمانی ما در آیات 26 -27 سوره اعراف صراحتاً اشاره شده که یکی از اساسی ترین اهداف شیطان،برهنه کردن آدمیان است؛

          "ای فرزندان آدم برای شما جامه ای فرستادیم تا شرمگاهتان را بپوشد و (همچنین) جامه ای برای زینت و (البته) جامه پرهیزگاری از هر جامه ای بهتر است و این یکی از آیات خداست باشد که پند گیرید.      
ای فرزندان آدم شیطان شما را نفریبد،همچنان که پدر مادرتان را از بهشت بیرون راند،لباس از تنشان کند تا شرمگاهشان را به ایشان بنمایاند…"    

شما آنچه را که امروزه در دنیای متمدن - علی الخصوص غرب - بعنوان برهنگی و بی حجابی می بینید،در دو سه قرن پیش اصلاً وجود نداشته است!       
جائی می خواندم که؛ 
"ویلیام شکسپیر" در اولین اجرای هملت خودش مجبور می شود که نقش مادر هملت را ایفا کند! (به دلیل اینکه هنرپیشه این نقش در ابتدای اجرای نمایشنامه  روی صحنه آسیب می بیند)     
و برای توضیح علت آن در پانوشت همان مطلب چنین آمده بود:
          "آن روزگاران در اروپا هنرپیشه زن وجود نداشت بنابراین نقش زنان را در نمایشنامه ها یا پسران نابالغ و یا مردان زن نما ایفا می نمودند‼!" 
بزرگواران! این مطلب بدین دلیل نبوده که بانوان آن روز دنیا ایفای نقش و هنرپیشگی بلد نبوده اند(چون همانطور که خود می دانید زنان ذاتاً هنرپیشه اند) بلکه بدین سبب بوده که هنرپیشگی برای زنان کاری دون شان،سخیف و نوعی بی حیائی تلقی می شده است!
شما در عکسهای مربوط به جنگ اول جهانی و همچنین عقب تر از آن مربوط به سالهای 1890-1880 اکثریت جامعه بانوان اروپا را باپوشش و حجاب مناسب (اکثرا با لباسهای بلند وکلاه بر سر) می بینید.  

زن غربی از پوشیدگی تا برهنگی

اما ببینید که اثر "ماتریس رافائل" تا چه اندازه بوده است که امروزه نه تنها در اروپا بلکه در همه جای دنیا امری همانند حجاب برای زنان تحمل ناپذیر و حتی باورناپذیر است؛

پس از مراسم قرعه کشی جام جهانی 2014 زمانیکه برخی کاربران اینترنتی در صفحه فیس بوک مجری مراسم - خانم "فرناندا لیما" - حاضر شده و نسبت به نوع پوشش او اعتراض کرده بودند،او در مصاحبه با یکی از شبکه های تلویزیونی برزیل عنوان کرده بود که؛       
     "من واقعاً شوکه شدم…چون اصلاً نمی توانستم باور کنم که در دنیای ما مردمانی هستند که دیدن یک زن با چنین پوششی برایشان زننده است!" 
شما دیگر خودتان برآورد کنید اثر"ماتریس رافائل"را ‼‼‼

حیا یک امر ذاتیست!     

3 دستور مهم ابلیس به اصحاب آخرالزمانیش چنین بود؛

تا می توانید  "خون بریزید" ،  "مردم را مشغول نمائید"  و  "زنان را برهنه کنید"!

بزرگواران! اگر ابلیس تمامی مردم زمین را هم برهنه کند،شما یقیین بدانید که حیا امریست ذاتی و در درون سرشت و فطرت هر انسانی(علی الخصوص زنان)نوشته شده است!     
یک زن اگر عریان هم باشد،ظاهرا احساس آزادی و سرخوشی می کند اما در اعماق وجود خویشتن همواره احساس می کند که یک خلاء عظیم و ناشناخته وجود دارد که او هرگز نمی داند علتش چیست!    
                 هرکه او کو دور ماند از اصل خویش                   بازجوید روزگار وصل خویش      
سالها قبل یکی از دانشگاه های معتبر جهان در اثبات این موضوع که "حیا یک امر ذاتیست" دست به آزمون جالبی زد؛ 
          آنها گروهی از روسپیان را در مکانی جمع کردند و از آنها خواستند که کاملاً راحت باشند و برهنه شوند تا از آنها چند تست مختلف بدنی به عمل آورده شود…آزمایش کنندگان برای ثبت عکس العمل ذاتی این بانوان روسپی،پس از دقایقی چند پزشک را ناگهانی و سرزده وارد اتاق نمودند…
عکس العمل بسیار حیرت آور بود؛       
آنها به شکلی غریضی سعی می کردند تا عورتین خود را بپوشانند و یا اینکه خود را از دید آن مردها پنهان دارند!        
عزیزان،بزرگواران،سروران و عالیجنابان!  
زن برهنه در ضمیر ناخودآگاهش معذب است ولو خودش آنرا احساس نکند،به این دلیل که دستورات الهی با ذات انسانها هماهنگ است…اما اینطور بنظر می رسد که گویا شیطان علاوه بر ایجاد ناهماهنگی(یا همان ماتریس رافائل)می خواسته تا ذات انسانها را نیز تغییر دهد! خدایش لعنت کند

(ثبت نظرات)