بسم الله الرحمن الرحیم

 
"صیحه آسمانی" یا اذن ظهور حضرت ولی الله الاعظم علیه السلام

همراه با سپری شدن ماه های جمادی،رجب و شعبان و از آخرین پست این وبسایت تا به امروز، از اینجانب پیوسته و مکرر سوالاتی پرسیده می شود که فرضاً چرا فلان وقایعی را که شما پیش بینی کرده بودید اتفاق نیفتادند؟       
چرا سفیانی نیامد؟  
چرا یمانی نیامد؟      
چرا علائم نجومی بوقوع نپیوست؟ و و و ...

اولاً در پاسخ تمامی این سوالات باید عرض کنم که شما اگر تمامی مقالات و کامنتها را از روز آغاز این وبسایت تا به همین امروز مشاهده بفرمائید هرگز نخواهید توانست سخنی را از بنده پیدا کنید که در آن به طور جزم به رخدادن واقعه ای اشاره نموده باشم،بلکه بارها و بارها مکرراً عنوان کرده ام که آنچه بنده در مورد برخی حوادث آینده نسبت به آن قلم فرسائی می کنم تنها درحکم حدس و گمان است و نه چیزی بیشتر !

ثانیاً از شما میپرسم؛
آیا اینکه علائم نجومی اتفاق نیفتاده چیز بدیست!!!؟         
آیا شما دوست می داشتید که یک رخداد نامتعارف نجومی همه چیز را بهم بریزد و ملت از شدت ترس و دلهره جان به لب شوند!؟     
یک کسوف ساده و معمولی خود به خود وهم برانگیز است چه رسد به یک سلسله وقایع نجومی نامتعارف که مشخص نباشد سرمنشاء آن کجاست! 
یا اینکه مثلاً انقلاب سفیانی آنگونه که باید و شاید نبوده است!    
از نظر شما پیش از ظهور حتماً می بایست نوعی از سفیانی خروج کند که از دمشق تا کوفه را به خون شستشو داده و با اجساد انسانها فرش نماید!؟  آیا داعش کافی نبوده!؟

یا پیش از ظهور حتماً باید زلزله ای در شام بیاید و هزاران هزار کشته برجای گذارد!؟      
آیا همین میزان بدبختی که از هزار زلزله بدتر است برای مردم سوریه کافی نبوده است!؟
یا چون هنوز جنگهای "قرقیسیا" و "آرماگدون" با آن کیفیتی که در روایات آمده است،برپا نشده پس ظهوری نیز درکار نیست!؟ آیا کیفیت جنگ قرقیسیا حتماً باید مشابه همان "...و مائده فی قرقیسیا..." باشد تا ظهور حضرت حجت علیه السلام اتفاق بیافتد!؟   
آیا نمی شود تصور کرد که شاید رحمت الهی برآن شده تا این مراحل سبک تر طی گردد و با حداقل خسارت به ظهور منتهی شود!؟        
شاید چنین ظهوری به دل بعضی ها نمی چسبد و حتماً از نظر آنها ظهور زمانی معنا پیدا می کند  که یک کشتار جانانه با همان کیفیتی که در روایات آمده،رخ بدهد!؟ شاید باید اینگونه شود تا ظهور از نظر چنین جماعتی قابل قبول باشد!؟

بعضی به ما می گویند که این تحولات جاری در یمن نشانی از آن قیام یمانی که در روایات آمده ندارد،چرا که "یمانی" ذکر شده در روایات اسلحه به دست نیست و قیامش جنبشی اصلاح طلبانه است!؟   
اما اینجانب از شما می پرسد که؛   
آیا همین قیام یمن،در ابتداء یک جنبش مردمی و به دور از خشونت نبود!؟
آیا این بنده خدا(عبدالملک حوثی)حرکت خود را به دور از تشنج و درگیری و در چارچوب یک الگوی خردمندانه آغاز ننمود!؟این بندگان خدا کجا دست به اسلحه بردند!؟         
آنها در کمال آرامش و قدم به قدم در شرف یکپارچه کردن و اتحاد سرزمین یمن بودند،نبودند!؟ آیا اساس حرکت آنها پیش از حمله ائتلاف،یک حرکت انسانی و دعوی خداپسندانه نبود!؟
اما ابلیس و سپاه باطل به مجرد اینکه دیدند مشخصات این جنبش با مختصات ارائه شده در روایات شبیه است،آمدند مداخله کردند و آنرا به آشوب کشانیدند...!     
انقلابیون هیچ مشکلی با منصور هادی نداشتند و حتی اصرار داشتند که او همچنان رئیس دولت باقی بماند اما سپاه باطل که هیچ بهانه ای برای مداخله در اوضاع این جنبش مردمی نداشت،جناب رئیس هادی را با پیشنهاد بسیار بالائی تطمیع کرد تا او  بعنوان شخص اول کشور بهانه جوئی نموده و راه را برای مداخله در اوضاع داخلی یمن برای بیگانگان هموار کند! منصور هادی زمانی استعفا داد که هیچ کدام از طرف های یمنی موافق استعفای او نبودند و زمانی از یمن گریخت که هیچ تهدیدی پیش رو و پشت سر او نبود!        
سپاه باطل سعی کرد تا بدین شیوه جنبش مردمی و آگاهانه یمن را به یک چالش سیاسی – نظامی کشیده تا به جهانیان بگوید که؛       
"آن یمانی که شیعه در انتظار آن است،این یمانی نیست چراکه این یمانی اهل نزاع و درگیری و تفرقه افکنی است و رئیس دولت قانونی خود را از کشورش بیرون کرده!"

بگذریم...!

اما آنچه که بنا دارم تا دراینجا موکداً و مکرراً به آن اشاره کنم این موضوع است؛

عزیزان،سروران،بزرگواران و عالیجنابان!

3 علامت از میان 5 علامت حتمی مرتبط با ظهور حضرت بقیة الله الاعظم،پیش از آنکه ظهور اتفاق بیافتد رخ خواهند داد...اما زمان رخداد 2 علامت دیگر پس از ظهور حضرت علیه السلام  ولی قبل از قیام ایشان(مابین ظهور و قیام) خواهد بود!

اما آن سه علامتی که قبل از ظهور رخ می نمایند عبارتند از ؛      
یمانی – سفیانی – صیحه آسمانی 
آنچه که بسیاربسیار مهم است تا نسبت به آن هشیاری و آگاهی در بین منتظران ایجاد شود اینست که در مورد آشکار شدن "یمانی" و "سفیانی" تنها کمیت مهم است و نه کیفیت!!

بدین مفهوم که فرضاً، حتماً لازم نیست که این قیام ها دقیقاً همزمان و مقارن بایکدیگر بوده باشند و یا اینکه الزماً در ماه رجب باشند و قص علی هذا...

اما در مورد "صیحه آسمانی" از آنجاکه شاه کلید حل مسئله بوده و بحث بسیار حساسی است،هم کیفیت آن و هم کمیت آن  هردو در دامنه قطعیت این علامت هستند...بدین مفهوم که این معجزه الهی به ترتیبی طراحی شده است که هرکسی که بر روی زمین زندگی می کند این بانگ آسمانی را به زبانی که خود با آن تکلم می کند می شنود و هیمنه و رعب این بانگ و خروش آسمانی از درون و بیرون انسانها را تکان می دهد و آنها را به مرز یقین و باور کامل قلبی می رساند آنچنانکه هرکسی سریعاً متوجه خواهد شد که این رخداد یک امر ماوراء طبیعی و رویدادی کاملاً نامتعارف است...صیحه بسوی حق(حضرت مهدی علیه السلام)دعوت می کند و تاثیر آن برروی انسانها آنچنان است که اگر ابلیس در مقابل آن بدل نزند هیچکس از ایمانی که بواسطه شنیدنش آورده است،بازنمی گردد!

کیفیت صیحه این چنین است و کاملاً بدیهیست که شبیه سازی چنین چیزی ناممکن است!    
آنچه که در مورد "صیحه آسمانی" در دامنه قطعیت قراردارد وقوع آن است در قالب کیفیتی که توضیح داده شد،اما اشاره به تاریخ و زمان وقوع آن - شب جمعه 23 رمضان - در حکم یک کد معرفه و عاملی برای دقت شناسائی آن است!
اینکه چرا در روایات اشاره شده که صیحه در 23رمضان است بدین علت است که؛         
این بانگ را منتسب به حضرت جبرئیل علیه السلام می دانند و از سوی دیگر ما می دانیم که حضرت جبرئیل علیه السلام در شب قدر به همراه سایر ملائکه به زمین می آیند تا مقدرات سالانه را به حضرت صاحب الامر علیه السلام تنزیل نمایند،از این رو اذن ظهور حضرت علیه السلام که آن نیز در حکم اعظم مقدرات است در این شب عزیز از آسمان به زمین آورده می شود و توسط جناب جبرئیل قرائت می گردد آنچنان که هرکسی بتواند هماهنگ با فهم و درک و منطق و زبان تکلم خود آنرا شنود نماید!

پس فعلاً می بایست که چشم انتظار شب جمعه 23 رمضان 1436 قمری مصادف با 19 تیرماه 1394 شمسی و 10جولای 2015 میلادی باشیم تا به اذن حضرت حقتعالی و نظر مرحمت و لطفش بر جمیع بندگان،انشاالله این نوای روح بخش آسمانی را بشنویم اما اگر چنانچه در آن تاریخ صیحه شنیده نشود بدین معنی نیست که همه چیز تمام شده بلکه بدین مفهوم است که از آن پس تا پایان سال،هر روز و ساعت و دقیقه و ثانیه احتمال شنیده شدن این بانگ آسمانی وجود دارد پس چه بهتر است که همه از خدا بخواهیم که این بانگ آسمانی انشاالله در همان موعدی که اولیاءالله در روایات بدان اشاره فرموده اند شنیده شود...         

موسی علیه السلام به طور رفت که فرمان را از خدای تعالی گرفته و پس از 30 شب به نزد بنی اسرائیل بازگردد اما خدایتعالی تصمیم گرفت که 10 شب دیگر نیز به این موعد بیافزاید...آیا چون موسس در بازگشتش تاخیر داشت پس دیگر آن موسی نبود!؟   
این آزمونی بود از برای بنی اسرائیل ...ما نیز باید در این برهه از زمان بسیار مراقب باشیم تا "سامری" و امثالهم با حواشی و توجه به فرعیات ما را از اصل موضوع غافل نکنند!     
پس باید گفت که؛     
با این تفاصیل چنانچه عامل اصلی(صیحه)شنیده شود توجه به فرعیات و جزء به جزء دو علامت قبلی(یمانی و سفیانی) ضروری نیست و می توان گفت که تمامی آن اتفاقاتی که طی این مدت در شام و عراق(قلمروسفیانی)،وعربستان و یمن(قلمرویمانی) شاهد بوده ایم در موضع خروج سفیانی و خروج یمانی برشمرده شده و قابل تایید است ولو اینکه خروج رهبران آنها نامحسوس و غیرعلنی بوده باشد!  

آیا اگر فرضاً شخصیتی همانند "امام موسی صدر" هم اکنون در حال رهبری جنبش یمن باشد کسی متوجه خواهد شد!؟ 
آیا اگر فرضاً "عثمان عنبسه" به شکلی پنهانی در حال هدایت و رهبری داعش باشد کسی متوجه خواهد شد!؟

اما ما شاهدیم که علائم انقلاب سفیانی و انقلاب یمانی دقیقاً در همان دامنه و قلمرو که در روایات بدان اشاره شده،کاملاً نمایان است اگرچه فعلاً هنوز اثری از خود آنها نیست!  

ظهور و قیام -        
آنچه که بسیاری از منتظران نسبت به آنها آگاه نبوده و وجه تمایزی میانشان قائل نیستند "ظهور" حضرت مهدی علیه السلام و "قیام" ایشان است...      
متاسفانه آگاهی نامناسب و یا ناکافی بودن آگاهی در میان دوستداران حضرت علیه السلام سبب شده که غالب افراد تاریخ قیام را - که بنابر روایات روز شنبه 10 محرم الحرام - است روز ظهور ایشان عنوان نمایند...

اما باید بدانیم که میان ظهور و قیام تفاوت وجود دارد؛        
امر ظهور دقیقاً از زمانی که صیحه آسمانی شنیده می شود تا قبل از روز قیام(10 محرم) مستعد وقوع خواهد بود اما تاریخ دقیق آنرا تنها خدایتعالی می داند و بس!       
و از این روست که گفته اند کسانی که ادعا می کنند زمان آنرا می دانند خود را در علم خدا شریک دانسته و بدیهیست که آنها در زمره درغگویانند؛ "...کذب الوقاتون!"   

 

 


آیا
 آمریکا جلوی ظهور را گرفته است!؟!؟ -

حجت الاسلام و المسلمین "میراحمد رضا حاجتی" سابقاً در مصاحبه ای با رجانیوز عنوان کرده بود که؛

"...این جمله که از آیت‌الله اراکی نقل کرده بودم، این بود که فرموده بودند اولین ملتی که به قدرت مافوق بشری امام زمان پی می‌برد، ملت آمریکاست. این چه نکته‌ی عجیبی است نمی دانم. شاید ما الآن آن را نتوانیم هضم کنیم!"

 یکی از ده ها هزار سند منتشر شده توسط سایت ویکی لیکس نشان میدهد که ارتش آمریکا تاکنون سه بار و در سال های 1994 و 2001 و 2008 جلوی ظهور امام زمان را گرفته است!

اما نکته ی حائز اهمیت این است که ما می بینیم تصادفاً این سالها با ایام مستعد ظهور،مقارن و همزمان است!

(ایام مستعد ظهور به آن دسته از سالهای قمری می گویند که سالی زوج بوده و 23 رمضان در آنها مصادف با روز جمعه است!)

ما در مورد سال 1994 می بینیم که در نزدیکی این سال یکی از ایام مستعد ظهور قراردارد؛

سال 1992 میلادی که برابر است با سال 1412 قمری که در نهایت شگفتی هم سالی زوج است و هم 23 رمضانش روز جمعه است ...

و در مورد سال 2001 نیز مشابه همین وضعیت به چشم می خورد؛

سال 1999 میلادی که برابر است با سال 1420 قمری که در نهایت شگفتی آنهم سالی زوج است و همچنین 23 رمضانش مصادف با روز جمعه ...

و یاذالعجب که در مورد سال 2008 دقت محاسبه کاملاً افزایش یافته و دقیقاً سالی است که با یکی از ایام صاحب استعداد کاملاً منطبق است؛

سال 2007 میلادی که برابر است با سال 1428 قمری که بازهم سالی زوج بوده و 23 رمضانش نیز روز جمعه است ...

مطرح نمودن این موضوع از آن جهت بود که اشاره کنم ؛

آنها(آمریکائیها) نه تنها به ظهور امام زمان و نزدیکی موعد آ ن اعتقاد راسخ داشته اند و نه تنها به روایات کاملاً آشنائی داشته و به خوبی نسبت به اقوال ائمه طاهرین آگاه بوده اند بلکه حتی سعی کرده اند که شیطنتی به خرج داده تا شاید بتوانند جلوی ظهور ایشان را بگیرند...

اما بنده از شما می پرسم که مگر می شود جلوی طوفان را گرفت؟ و آیا می شود جلوی یک پدیده نجومی همچون کسوف را گرفت؟ و مگر می شود که جلوی وقوع قیامت را گرفت؟...

اگر بشود پس جلوی ظهور را نیز می توان گرفت!!!

اما اینکه بدانیم چرا ظهور در آن ایام روی نداده است علت اینست که شرایط روزگار محیا نبوده است و آمادگی جامعه جهانی در حد و اندازه ای نبوده است که حضرت پروردگار اجازه ظهور حجتش را صادر فرماید،و این خیلی بچه گانه و مضحک است اگر کسی بخواهد تصور کند که این آمریکائیها بوده اند که در آن سالها جلوی ظهور امام زمان را گرفته اند!!...

پس حال که دانستیم نمی توان جلوی این رویداد فرخنده را گرفت چه بهتر است که با آن همراه و هماهنگ شویم تا بلکه مورد عفو و بخشش و رحمت الهی قرارگیریم...


از 30 ژوئن تا 10 جولای –

نمی دانم که این شهر ژنو از چه خاصیتی برخوردار است که در این برهه زمانی اجباراً تمامی توافقات می بایست آنجا انجام شود و همه اختلافات در آن ناکجا آباد حل و فصل گردد؛از موضوع هسته ای ایران گرفته تا حل بحران یمن!

نمی دانم که آنها براستی درجستجوی چه هستند!؟       
آیا تسلیم امر خدا هستند یا هنوز به ساز ابلیس می رقصند!؟     
رسیدن به یک توافق(در مورد مسئله هسته ای ایران) و یک ترک مخاصمه(در مورد بحران یمن) که این همه تاخیر و تعلل ندارد!؟  
شاید که منتظرند ببینند که صیحه واقعاً بوقوع خواهد پیوست یا خیر!؟ که اگر احیاناً صیحه ای در کار نبود بازی شرارت را مجدداً از سربگیرند!!!       

الف.آیا براستی آنها نمی ترسند که ناگهان یک جرم آسمانی درهم کوبنده،ناگهانی و بدون اخطار قبلی  - همانند "چیلیبیانسک" - همچون صاعقه ای از آسمان فرود آمده و به منطقه ای حساس در خاک آمریکا اصابت کند و ویرانی و خرابی بسیاری به بار آورده و آن کشور را فلج نماید!؟

ب.آیا آنها نمی هراسند که ناگهان یک حادثه دهشتناک نیمی از ساحل شمالی و غربی اروپا را به زیر آب ببرد!؟

 ج.آیا کلونی ثروت جهانی که افسارش در دست غضب شدگان است و همچنین اشراف بنی اسرائیل نمی ترسند که ناگهان زیربنای شبکه جهانی اقتصاد اختصاصی آنها همزمان در سراسر دنیا مورد تعرض و خسارت و آسیب جدی قرار بگیرد آنچنان که مجبور شوند یک قرن دیگر مثل سگ جان بکنند تا ثروت و کنوز از دست رفته شان را بازگردانند!؟

آیا بمنظور درس عبرتی از برای شما،حتماً می بایست که این تهدید ها عملی شوند!؟

در این برهه از زمان برای همه مردان سیاست بهتر است که از میدان سیاست اندک اندک فاصله گرفته و به میدان حقیقت گام سپارند چرا که عمر سیاست رو به پایان است!

برای همه آنها نیز بهتر است که هم صدا با همه منتظران از خدایتعالی درخواست نمایند که در آن تاریخ( 10 جولای 2015)بانگ و صیحه آسمانی حضرت جبرئیل علیه السلام را بشنوند چرا که در غیر اینصورت احتمال وقوع 3 گانه فوق با درصد بسیار بالائی افزایش خواهد یافت!

اتوبوسی به سوی دره مرگ –

حضرت امیر علیه السلام می فرمایند؛        
آنچه نزدیک است مرگ و آنچه نزدیکتر است قیامت !
انشاالله تعالی به زودی در وبسایت یوناس فیزیک مقاله ای را منتشر خواهم نمود که علت قریب الوقوع بودن حادثه قیامت را مورد بررسی قرارداده است و به مقابله بین آیات قرآن و حقایق فیزیکی در این خصوص پرداخته است! 
اما در مورد مبحث قیامت آنچه برای اینجانب در مرتبه یقین است تشابه وضعیت زمین و اهلش به اتوبوسی است که به سوی دره مرگ در حرکت است!!!       
اتوبوسی در یک مسیر ناهموار به سوی دره مرگ در حرکت است و راننده و مسافرانش نیزبی خبر از همه جا...در این میان عده ای وسط این اتوبوس معرکه گرفته اند و چند نفر دزد و سارق نیز درحال سرقت جیب مسافران هستند در حالیکه هیچکس نمی داند در پشت این گردنه صعب العبور چه حادثه ای در کمین است!

برای این اتوبوس و مسافرانش که در جاده ای رو به سوی نابودی در حرکتند باید دعا کرد...       
آنچه مهم است اینکه این اتوبوس بالاخره در دره سقوط خواهد کرد اما شاید کسی باشد که این سقوط را به تاخیر اندازد...همه باید بدانند که -به اذن حضرت حقتعالی- تنها یک نفر قادر است تا در این امر فاصله و تاخیر ایجاد نموده و برای ما اندکی زمان بخرد و او نیز کسی نیست به جز امام زمان علیه السلام و یقین بدانیم که هرچه زودتر به عرصه بیاید زمان بیشتری برای همه ما خواهد خرید و فرصت بیشتری برای همه ما در اختیار خواهد بود انشاالله.  

 نام جاودانه یاران امام عصر علیه السلام -

سرورگرانقدرم جناب آقای سید محمد کاظم قزوینی رحمة الله علیه در قسمتی از کتاب"امام مهدی از ولادت تا ظهور" به نقل از خطبة البیان امیرالمومنین علیه السلام،فهرست وار نام و خاستگاه تمامی اصحاب آن حضرت را عنوان نموده است؛

 

درد دلی با حضرت الله جل جلاله -

مهربان خداوندا!
تو ما بندگانت را می بینی و امور ما را سرپرستی می کنی و آگاه و شاهد برجمیع احوالات ما هستی بیش از آنچه که ما تصور می کنیم و در خیال خود می پنداریم!   
بارالها!
انسان به سبب اعمال خودش تدریجاً در درون زندانی گرفتار شد که وسعت آن اینک همه زمین را در برگرفته...زندانی که زندانبانانی بسیار بد و ارشدی از همه بدتر دارد!       
ما به زندانی گرفتار آمده ایم که گوئی زندان بانش با ما پدرکشتگی دارد و از کینه و نفرت او نسبت به این زندانیان گاه در حیرت می شوم که مگر بشر با او چه کرده است!؟
بارایزدا!
مگر به جز این نیست که بشر مخلوقی ضعیف است؟ چرا این دیو بدسگال،این ابلیس بدسیرت دست از او برنمی دارد و رهایش نمی کند؟ دیگر او از جان انسان چه می خواهد!؟   
بارخدایا!        
حقیقتاً پی بردم که این مخلوقات ناپیدای سرکش و بدطینت از انسان نیرومندترند و به این معترفم که در امور مادی از ما تواناترند و در میدانی بیطرف حکم پیروزی از آنهاست اما این را نیز یقین دارم که تو یاور ضعیفانی.پس ای ذات فناناپذیر،از تو می خواهیم که به قوای الهی و نیروی بی پایانت ما را در برابر این قوم غضب شده و ارباب عاصی و نافرمانشان یاری و مدد فرمائی چرا که بی حضور تو ما در این عرصه پیکار غبار بی مقداریم!
مولای حقیقی ما تو هستی و ما هرگز تسلیم آن یاوه گوی دروغپرداز نخواهیم شد ولو اینکه دانش و قدرتش هزاران بار بیش از انسان باشد!      
یا الله! 
از تو تقاضا داریم که برای نابودی ابلیس لعین و برافکندن بنیاد آن اندیشه باطلش هرچه سریعتر به ما یاری برسانی و سایه این عنصر زورگوی پلید و نابکار را برای همیشه از سر بشریت کوتاه بنمائی!
اگرچه این دیو کین از روزنه حرص و طمع انبوه بشر را فریفته،اما هنوز هم هستند کسانی از بندگان تو که برای زمین نگرانند و نسبت به آینده آن بیمناک...

ای خواجه قائم به ذات و ای کسی که بخشایش مخصوص به توست!بیا و ما را ببخشای و به ما کمک بنمای تا بیش از این شرمنده تو نباشیم و پیش از برپائی رستاخیز این امانت تو  -زمین- را همانگونه که به دست ما سپردی به تو برگردانیم...      
                                   آمین یا رب العالمین و صلی الله و علی محمد و آله الطاهرین  

(ثبت نظرات)