بسم الله الرحمن الرحیم


(دانلود مجموعه 3 جلدی پیش از رستاخیز)

 

 

عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ ع یَقُولُ‏ مَنْ یَضْمَنْ لِی مَوْتَ عَبْدِاللَّهِ أَضْمَنْ‏ لَهُ الْقَائِمَ ثُمَّ قَالَ إِذَا مَاتَ عَبْدُاللَّهِ لَمْ یَجْتَمِعِ النَّاسُ بَعْدَهُ عَلَى أَحَدٍ وَ لَمْ یَتَنَاهَ هَذَا الْأَمْرُ دُونَ صَاحِبِکُمْ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ یَذْهَبُ مُلْکُ السِّنِینَ وَ یَصِیرُ مُلْکُ الشُّهُورِ وَ الْأَیَّامِ فَقُلْتُ یَطُولُ ذَلِکَ قَالَ کَلا.  

ابوبصیر روایت می‌کند که گفت؛ شنیدم حضرت صادق علیه السلام می‌فرمود:      
هر کس مردن عبداللَّه را براى من ضمانت کند،من هم آمدن قائم را براى او ضمانت می‌کنم،سپس فرمود:
وقتی عبدالله بمیرد، مردم برای حکومت با کسی توافق نکنند و این اختلاف و درگیری به خواست خدا به صاحب امر شما منتهی می شود،بعد از آن سلطنت ها از بین می رود و تبدیل به حکومت چند ماهه و چند روزه می شود.     
راوی می گوید سئوال کردم:   
آیا این ماجرا به طول می انجامد؟       
فرمود: هرگز (غیبت شیخ طوسی، صفحه ۴۴۷)


مرگ ملک عبدالله و نشانه های ظهور!

اگر از بازدیدکنندگان این وبسایت بوده باشید،حتماً می دانید که اینجانب "مرگ عبدالله" را هرگز در زمره علائم ظهور در نظر نمی گرفتم و علی رغم سوالات متعدد بازدیدکنندگان،به این حدیث اعتنائی نمی کردم و همواره در پاسخ چنین سوالاتی مستمعین را به تمرکز بر روی منابع قوی و مطالعه علائم و نشانه های قابل اعتنا تشویق می نمودم… 
اینجانب برای نگارش مقالاتم - در خصوص علائم ظهور - از 2 منبع بسیار قوی بهره می بردم و درطی مقالات نیز آنها را معرفی کرده و مکرراً به آنها اشاره می نمودم؛ 
1- کتاب "امام مهدی از ولادت تا ظهور" نوشته آیت الله سید محمد کاظم قزوینیرحمة الله علیه     
2- کتاب "درباره ظهور و علائم ظهور" نوشته صادق هدایت و سیدحسن قائمیان
به جرات می توانم ادعا کنم که این محققین برجسته برای نگارش و تالیف کتب خود،اکثر منابع و کتب برجسته شیعی را که در ارتباط با مباحث آخرالزمانی و ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) بوده است،زیر و رو کرده و به قولی شخم زده اند!        
برای همین شما در دست نوشته های هدایت و قائمیان از یک سو و همچنین در کتاب آیت الله قزوینی از سوی دیگر با احادیث و روایات بسیاری برخورد می کنید که دارای ریشه یکسان بوده و کاملاً متشابه اند ضمن اینکه از درجه اعتبار بسیاری نیز برخوردارند…         
اگرچه اعتقادات و خصوصیات شخصیتی این 2 نگارنده(صادق هدایت و علامه قزوینی)از زمین تا آسمان باهم تفاوت دارد و همچنین فاصله میان تالیف و انتشار این 2 کتاب نیز به بیش از 40 سال می رسد،اما آنچه که میان آنها وجه مشترک است این مهم است که آنها در خصوص علائم و نشانه های ظهور،یکدیگر را کاملاً تایید می کنند!               
اما شما در لابلای یک چنین منابع قدرتمندی و حتی منابع پایین دست آنها نیز،هرگز به احادیثی نظیر همین روایت "مرگ عبدالله" برخورد نمی کنید!      
اما پرسش اینجاست که چرا یک چنین حدیثی در زمره علائم قابل اعتنا به شمار نمی رفته است؟     
آیا این حدیث جعلی بوده و یا اینکه از سندیت قوی برخوردار نیست؟      
در پاسخ باید عرض کنم که؛    
این حدیث نه تنها معجول نیست،بلکه از سند و ریشه ای قوی نیز برخوردار است!      
(این حدیث که منسوب به امام صادق علیه السلام می باشد از قول ابوبصیر نقل شده است که یکی از شاگردان برجسته و متعهد آن امام گرامی بوده است…و همچنین منبع آن نیز کتاب شناخته شده و بسیار معتبر "غیبت طوسی" است؛    
کتاب "الغیبَة" تألیف شیخ الطّائفه ابی محمّد بن الحسن طوسی -متوفّی ۴۶۰ هجری قمری- است.این کتاب که در ترجمه فارسی آن به "غیبت طوسی" معروف است،از جمله بهترین،مهمترین و کاملترین منابع شیعه در مورد مسئله غیبت امام زمانعجل الله تعالى فرجه الشریف است.)        

علائم و نشانه های منفرد! 
در پاسخ به سوالات فوق باید عرض کنم؛                
حدیث "مرگ عبدالله" از آن جهت مورد توجه نویسندگان و محققین متاخر نبوده و از سوی آنها بعنوان یکی از علائم قابل توجه آخرالزمانی قلمداد نگردیده است،چرا که در زمره علائم مجهول و منفرد است و به قول آن ضرب المثل؛ "از میان پیامبران در حکم جرجیس است!"       
چنین حدیثی - حتی با توجه به درجه اعتبار آن- بدین سبب قابل اعتنا نیست؛
چون که این حدیث از جمله علاماتی است که فاقد متقدم و متاخر است،بدین مفهوم که در هر قالب زمانی و مکانی می گنجد!  
- بعنوان مثال از جمله علائم ظهور اگر بخواهیم به فتنه شام اشاره کنیم،می بینیم که تقدمات و تاخراتی دارد؛
…اختلاف سه پرچم…  
          …درگیر شدن نیزه ها…
                   …فرورفتن "حرستا"…   
                             …ظهور "سفیانی"… و الی آخر

-  و یا فرضاً در مورد خروج یمانی،خراسانی و سفیانی اشاره شده که رویدادی همزمان ومقارن است حتی در یک روز،یک ماه و یک سال و همچنین مؤکداً اشاره شده که این رویداد در ماه رجب است…

-  و یا حتی در مورد "صیحه جبرئیلی" یا همان بانگ و ندای آسمانی داریم که؛
این ندای آسمانی در شب جمعه ای شنیده می شود که مطابق23 رمضان یک سال زوج قمریست(مثلاً سال 1436) و همچنین در ماه های پیش از آن نداهای متعدد آسمانی با مضامین متفاوت شنیده می شود… و قص علی هذا.

اما حدیث "مرگ عبدالله" برخلاف روایات فوق و امثالهم،یک روایت مهجور و تنها افتاده بود که فاقد هرگونه علامت مشخصه زمانی و مکانی بود!    
اما با همه این تفاصیل،هر آینه این احتمال وجود داشت که همین علامت مهجور و تنها مانده،خود به یکی از مهمترین و برجسته ترین علامات تایید کننده مبدل گردد…اما کی و کجا،کسی نمی دانست!؟

خوب یادم هست سالها قبل در سفری که به شمال می رفتیم،بعد از پاسگاه مرزن آباد ناگهان دخترم از خواب بیدار شد و گفت؛  
"آخ جون! رسیدیم دریا!"         
گفتم؛  
"دخترم! تو دریا را از اینجا چطوری دیدی‼!؟"    
گفت؛  
"آخه پدر جان بوی نم می آید!"         
گفتم؛  
"آفرین دخترم! درست گفتی اما این را بدان که هر بوی نمی،نشانه دریا نیست برای اینکه زیر زمین مامان سرور هم بوی نم میدهد(منظورم زیرزمین منزل مادرم بود که به علت فرسودگی و نشت آب همیشه بوی نم می داد)…اما وقتی که در جاده چالوس هستی و از مرزن آباد هم گذشته ای و جنگلها و شالیزارها را می بینی دیگر مطمئن باش که آن بوی نم مال زیر زمین مامان سرور نیست بلکه بوی نم دریاست و انشاالله بزودی دریا را خواهیم دید!" 

عزیزان! حدیث "مرگ عبدالله" نیز حکایت همین داستان بود…روایتی مجرد،منفرد و بی پشتوانه که در میان انبوهی از علائم و نشانه های قوی و صاحب اعتبار، سرگشته و حیران پرسه میزد،چراکه نه مؤیده ای در پس و پیش خود داشت و نه عبدالله اش مرده بود‼! 
اما زمانیکه در اول ربیع الثانی 1436 خبر مرگ عبدالله پادشاه عربستان اعلام شد،این حدیث تنها مانده و مهجور نیز بالفعل گشته و از رده بایگانی خارج شد و محل هشیاری و آماده باش و همچنین زنگ اخطاری برای بسیاری از افراد تلقی گردید!          
بزرگواران! در زمانیکه یمن و شام این روزها کانون تحولات و آبستن حوادث است آنهم در سال قمری زوج (1436)که در نهایت شگفتی 23 رمضانش نیز شب جمعه است،دیگر این حدیث "مرگ عبدالله" آن روایت مهجور و تنها مانده قدیمی نیست بلکه خود به تنهائی در حکم شاهدی قوی و شاید هم بعنوان آغازگری بر تمامی این علائم باشد!   
عزیزان،بزرگواران،سروران و عالیجنابان!  
   "بعید است که این بوی نم،بوی نم زیرزمین مامان سرور باشد،احتمالاً این بوی نم دریاست!"

                     آفتاب آمد دلیل آفتاب       چون دلیلت باید ازوی رومتاب

تذکر -
برخی آقایان شکرپراکنی کرده اند که؛  
از کجا معلوم که این عبدالله همان باشد و منظور آقا امام صادقعلیه السلام از عبدالله،پادشاه اردن نباشد!؟ و یا اینکه منظور از عبدالله،خلق الله نباشند چراکه همه بندگان خدا عبادالله اند!؟  
بنده در عجبم که این آقایان چنین استدلالهائی را از کجا می آورند و چگونه به چنین نتایج حیرت آوری
می رسند!؟    
بزرگواران! بعید است که مقصود امام صادقعلیه السلام از عبدالله پادشاه کشوری باشد که اصلاً در زمان خود حضرت وجود نداشته است و حتی پس از تاسیس نیز کشوری قابل اعتنا و اشاره نیست بلکه به نظر می رسد که مقصود از عبدالله باید پادشاه کشوری باشد که ام القرای جهان اسلام است …بسیار سختگیرانه است اگر بین این 2 عبدالله بخواهیم بگوئیم که منظور امام صادقعلیه السلام از عبدالله یک شاهزاده انگلیسی باشد!               
اما در پاسخ چنین افرادی که لفاظی کرده و به پندار خود می خواهند چنین مباحثی را به چالش بکشند باید عرض کنم که؛          
اگر این سخنان و استدلال های پرت و پلا را از سر جهالت و نادانی می گوئید که امیدوارم خداوند شفای عاجل به شما عنایت فرماید ولی اگر این یاوه گوئی ها و شکرپراکنی هایتان در راستای ستیزه و معاندت بوده باشد به اذن حضرت حقتعالی منتظرم که بزودی تاوان بسیار سهمگینی باز پس داده و پاسخی کوبنده دریافت نمائید تا باشد از این پس در آنچه که در حوزه اختیارات شما نیست دخالت نکنید!

(ثبت نظرات)